دایناسور

صائب خوانی
نویسنده : محمد - ساعت ٦:۳٩ ‎ب.ظ روز ۱٩ اردیبهشت ۱۳٩٥
 

چند تک بیت ناب از صائب تبریزی

مستان ز قید شنبه و آدینه فارغ اند
رو در پیاله پشت به ایام کرده اند

 

همه شب با دل دیوانه خود در حرفم...
چه کنم، جز دل خود نامه بری نیست مرا!

 

          موشکافان زود در دلها تصرّف می‌کنند           

شانه در زلف پریشان جای خود وا می‌کند

 

از خال او پناه به زلفش گرفته ایم
تن در بلا ز بیم بلا داده ایم ما

 

چشم ترا به سرمه کشیدن چه حاجت است؟
کوته کن این بهانهٔ دنباله‌دار را!

 


انگشت به لب مانده ام از قاعده ی"عشق"
ما "یار" ندیده تب معشوق کشیدیم !

 

دست از جهان نشسته مکن ارزوی عشق
کین نیست دامنی که توان بی وضو گرفت




 
 
نود و 5
نویسنده : محمد - ساعت ٥:٢۸ ‎ق.ظ روز ٢٩ اسفند ۱۳٩٤
 

 به سنت 6 سال گذشته:

"ترین های" امسال:

سال نود و چهار سال جدل و زورآزمایی بین گفتگو و جنگ و دیکتاتوری و دموکراسی بود که حداقل و در ظاهر که گفتگو و دموکراسی پیروز شد.

خواندنی ها:

ویژه نامه ماهنامه " فیلم" ( بادداشت نوروزی سروش صحت و ...)

ویژه نامه  ماهنامه "24" ( سینما دوستان این مجله را از دست ندهند )

ویژه نامه  ماهنامه " اندیشه پویا" با مطالبی خواندنی و چند مصاحبه و گفتگوی عالی

سالنامه " اعتماد" با چند گفتگو و پرونده خوب

 آدم ها:

دکتر پیران

علی مطهری

محمد جواد ظریف

سید محمد خاتمی

عزت الله انتظامی 

  بهترین ساعت امسال:

حضور در کلاس دکتر ملکیان و دکتر پیران که بسیار ارزشمند بود و آموزنده.

بهترین کلاس:

کلاس‌های دکتر پرویز پیران عزیز در موسسه پرسش

بهترین اتفاق:

دفاع از پایان نامه و آشنایی با چند دوست خوب که یکی از آنها در عرض یک ماه پرکشید.

 تهوع آورترین کار ایرانیان:

افزایش لومپنیزم در لایه ها و بخش های مختلف جامعه در اشکال مختلف،

تهوع آورترین شخص:

چند نماینده مجلس

 مفتضاحانه ترین اتفاق این سال :

ادامه حصر

فساد تنیده شده در جای جای این مملکت که گوشه هایی از آن بیرون می زند.

حمله شبانه به سفارت عربستان که علاوه بر زشتی ماجرا مسیر پیگیری اعدام شیخ نمر و فاجعه منا را مسدود کرد.

 بهترین وبلاگ:

گزاره ها

میله بدون پرچم

   بهترین فیلم ایرانی:

از بین قصه ها. در دنیای تو ساعت چند است؟. ایستاده در غبار. اژدها وارد می شود  و ابد و یک روز با این ملاحظه که من دیگو مارادونا هستم را سال 93 دیده بودم
ایستاده در غبار
اما در دنیای تو ساعت چند را عاشقم.

 بهترین سریال :

شهرزاد

 بهترین فیلم خارجی:

امسال فیلم جدید خارجی زیاد ندیدم اما از بین فیلم هخایی که دیدم انیمیشن ها را بیشتر پسندیدم که big hero  از همه بهتر بود
inside out
youth

بهترین تئاتر:

سینماهای من
ترور

  جایزه ویژه:

 

 بهترین موسیقی:

گروه دنگ شو ( کنسرت خوبشون هنوزم توی یادمه)
تک آهنگ های محسن نامجو ( ساروان، چه خبر)
همه آهنگ های علیرضا قربانی
ماه و ماهی: حجت اشرف زاده

  بهترین اتفاق شخصی:

دفاع از پایان نامه

تغییرات بطئی در شخصیتم که خودم  هم متعجبم

  بدترین اتفاق شخصی:

 در غلتیدن در روز مرگی، پر حرفی و پرونده های متعدد باز ...

   درگذشتگان عزیز امسال:

ایرج کریمی
هما روستا
محمد علی سپانلو
ابوالحسن نجفی 

 بهترین برنامه تلویزیونی:

خندوانه

 چهره سال:

محمد جواد ظریف

سید محمد خاتمی

 بهترین رمان یا داستان کوتاه:

 رساله درباره ی  نادر فارابی  نوشته :مصطفی مستور

 بهترین کتاب عمومی:

ما ایرانیان
مردم در سیاست ایران
هنر شفاف اندیشیدن
راهنمای تفکر نقادانه 

 بهترین جمله:

هیچ چیز خطرناکتر از این نیست که جامعه ای بسازیم که در آن بیشتر مردم حس کنند که هیچ سهمی در آن ندارند. مردمی که حس میکنند سهمی در جامعه دارند از آن جامعه محافظت می کنند، ولی اگر چنین احساسی نداشته باشند، نا خودآگاه میخواهند که آن جامعه را نابود کنند.
مارتین لوتر کینگ

بهترین پست وبلاگ دایناسور:

سفره ی آماده

سال نود و پنج :

امید به اتفاقات خوب برای جهان، ایران، خانواده ام و خودم
فرصت بیشتر برای تفکر و مطالعه و نوشتن و مهربانی



 
 
دایناسور در جشنواره 14
نویسنده : محمد - ساعت ٥:۳۳ ‎ب.ظ روز ٢٤ بهمن ۱۳٩٤
 

"لانتوری" ساخته رضا درمیشیان را دیدم.
فیلمی اجتماعی که به مشکلات و معضلات اجتماعی این سالها می پردازد.
ایده ی فیلم خیلی خوبه و مورد علاقه من
سه خطی داستان هم خوبه
اما وقتی که این ایده به فیلمنامه و اجرا میرسه کار خراب میشه
نوع روایت که تلاش شده به شیوه فیلم های مستند باشه پاشنه آشیل فیلمه. فیلم بیشتر شبیه مستند شوک شده تا فیلم سینمایی. نوع کارگردانی و قاب بندی قصه هم بیش از حد جلوه فروشانه است. فرم بر محتوا غلبه کرده و برای تاثیر گذاری بر مخاطب از هیچ چیز فروگذار نشده است.
اگر سینما هنر است همین جاها راهش را از مستندنگاری جدا می کند.
تعلیق اندازه دارد، بازی با احساسات تماشاگر اندازه دارد و اگر این اندازه را نگه نداری دستپختت شور یا تند می شود (البته غذای شور و تند مخاطب خاص خود را دارد و البته در یاد همه می ماند اما در بخش خاطرات ناخوش )
ایده فیلم در مورد بخشش است اما عمده ی فیلم به چیز دیگری می پردازد و انگار مقدمه از خود متن بیشتر است.
اما خوبی های این فیلم:
اول:  ایده فیلم
دوم: بازی های خوب
سوم: حضور گرم اردشیر رستمی عزیز و حرف های و شعر خوانی زیبایش ( همه ما در درون مون یه هیتلر و یه ماندلا داریم، جامعه است که یکی شون را بیرون می کشه)
چهارم: مریم پالیزبان که دیگر خودش به شخصیت تبدیل شده
پنجم:موسیقی زیبای استاد کیهان کلهر عزیز بر روی تیتراژ پایانی.
امیدوارم درمیشیان که سینما را می شناسد فیلم های بعدی اش را با آرامشِ هنرمندانه بسازد.
دو ونیم ستاره از پنج ستاره برای لانتوری.

پ.ن: در مورد لانتوری حرف زیاد دارم که بعدا بصورت مفصل می نویسم.


 
 
دایناسور در جشنواره 13
نویسنده : محمد - ساعت ٥:٢٧ ‎ب.ظ روز ٢٤ بهمن ۱۳٩٤
 

"پل خواب" اولین فیلم بلند سینمایی اکتای براهنی را دیدم
همانطور که اعلام شده بود فیلم اقتباسی آزاد بود از جنایات و مکافات داستایوفسکی.
پل خواب از جهت تصویری زیباست و بازی ساعد سهیلی و اکبر زنجانپور هم دیدنی و باور پذیر است اما ضعف فیلمنامه و یکدست نبودن بازی ها جایگاه فیلم را تنزل داده است.
دو ستاره از پنج ستاره برای پل خوابِ پسر استاد رضا براهنی.


 
 
← صفحه بعد