دایناسور

نود و 4
نویسنده : محمد - ساعت ۱٠:٤٢ ‎ق.ظ روز ٢۸ اسفند ۱۳٩۳
 

به سنت 5 سال گذشته:
"ترین های" امسال:

خواندنی ها:

ویژه نامه ماهنامه " فیلم" ( با نوشته های "پرویز دوایی" که آرزوی سلامتی و طول عمر برایش دارم،کیومرث پوراحمد و...)

ویژه نامه  ماهنامه "24" ( سینما دوستان این مجله را از دست ندهند )

ویژه نامه  ماهنامه " اندیشه پویا"

ماهنامه نامه "داستان" هم ویژه نامه خوبی تدارک دیده و مثل سال‌های گذشته یک سی دی داستان گویا همراهش است.

ماهنامه " نسیم بیداری" که به نوستالژی پرداخته

ویژه نامه "سرزمین من" که ایرانگردی را ترویج و تشویق کرده

 

آدم ها:

دکتر ملکیان

دکتر سجودی

دکتر خانیکی

دکتر پیران

علی مطهری

محمد جواد ظریف

 

 بهترین ساعت امسال:

ملاقات حضوری با دکتر ملکیان عزیز در محل کار ایشان که هر چند موضوع بحث به وسیله یکی از دوستان به بیراهه رفت اما هم نفسی با ایشان بسیار ارزشمند بود و آموزنده.

بهترین کلاس:

کلاس‌های دکتر پرویز پیران عزیز در موسسه پرسش

بهترین اتفاق:

تشکیل یک گروه دوستانه و کوچک نقد فیلم از خرداد ماه و امتداد آن تا پایان سال ( امیدوارم در سال آینده هم ادامه پیدا کنه) که علاوه بر آموزنده بودن مطالب و بحث‌ها برگزاری مستمر و از هم نپاشیدن آن در کشوری که تمام اتفاقاتش کوتاه مدت و مقطعی است به کیمیا می ماند.

 تهوع آورترین کار ایرانیان:

همچون دو سال گذشته استقبال و حضور در صحنه، تماشا و سر و دست شکستن ( از همه بدتر همراه بردن کودکان ) برای تماشای اعدام ها .

افزایش چاپلوسی و لمپنیزم در بین مردم، به قول دکتر پیران عزیز: ایران معاصر با سه گانه رانت، فساد و لمپنیزم قابل تحلیل است.

تهوع آورترین شخص:

زیاد شدند و انتخاب از بین شون سخته

 مفتضاحانه ترین اتفاق این سال :

ادامه حصر

فساد تنیده شده در جای جای این مملکت که گوشه هایی از آن بیرون می زند.

ضرب و شتم علی مطهری و بدتر از آن حمایت عده‌ای از این عمل وحشیانه  و لمپنانه

 بهترین وبلاگ:

گزاره ها

خانه دوست کجاست؟

سر خیابان فرصت

  بهترین فیلم ایرانی:

من دیه گو مارادونا هستم

کوچه بی نام

آرایش غلیظ

شهر موشها

شیار 143

 بدترین فیلم ایرانی:

بوفالو

 بهترین سریال :

نداشتیم، تا آنجا که صدا و سیما مجبور شد سریال ماندگار خانه سبز را باز پخش کند.

 بهترین فیلم خارجی:

برد من

لاک

هتل بزرگ بوداپست

آیدا

بهترین تئاتر:

سقراط

ترانه های محلی

مردی برای تمام فصول

  جایزه ویژه:

 

 بهترین موسیقی:

اتاق گوشواره  از گروه دنگ شو

نه فرشته ام نه شیطان   همایون شجریان و طهمورث پورناظری

گروه چارتار

 

 بهترین اتفاق شخصی:

متاسفانه چیزی بخاطرم نمیاد

 بدترین اتفاق شخصی:

عقب افتادن کارهای مهم و در غلتیدن در روز مرگی و ...

  درگذشتگان عزیز امسال:

مرتضی احمدی

باستانی پاریزی

سیمین بهبهانی

محمد لطفی

حسین شهیدی

مرتضی پاشایی

بهترین برنامه تلویزیونی:

رادیو هفت

 چهره سال:

علی مطهری

 بهترین رمان یا داستان کوتاه:

 

بهترین کتاب عمومی:

 

 بهترین جمله:

هر که مۆمنی را به عیبی (یا گناهی) سرزنش کند نمیرد تا خود گرفتار (یا مرتکب) آن شود. پیامبر اکرم

بهترین پست وبلاگ دایناسور:

 پدیده پاشایی

سال نود و چهار:

 - خود انتقادی

-  افزایش مطالعه


 
 
شروع دوباره
نویسنده : محمد - ساعت ٥:۳۱ ‎ب.ظ روز ٩ اسفند ۱۳٩۳
 

 
 
دایناسور در جشنواره8: کوچه بی نام
نویسنده : محمد - ساعت ۸:٠٧ ‎ق.ظ روز ٢۳ بهمن ۱۳٩۳
 

امشب فیلم کوچه بی نام را دیدم
فیلم خوب هاتف علیمردانی (فیلم اول علیمردانی "به خاطر پونه" هم دیدنی بود)
یک درام خانوادگی در مورد یک خانواده متوسط رو به پایین و ساکن پایین شهر که اکثرا در سینما و تلویزیون ایران یا بصورت کمدی به آنان پرداخته شده یا تراژدیک و تلخ.
اما این بار یک ملودرام واقع گرایانه که مناسبات موجود در این طبقه را به خوبی بازنمایی کرده را شاهدیم.
فیلمنامه خوب و کم نقص، بازی‌های یکدست و خوب بویژه فرشته صدرعرفایی (اگه سیمرغ گرفت تعجب نکنید) و باران کوثری
دیالوگ منتخب:عشق بدترین درد سر دنیاست.
مهمترین ویژگی فیلم برای من شخصیت ماندگار و دوست داشتنی "حاج مهدی" بود که با هنرمندی فرهاد اصلانی عزیز آفریده شده.
سکانس پایانی فیلم با وجود زیبایی شگفت انگیزش، زاید است که امیدوارم در اکران عمومی حذف بشه.
سه ستاره از پنج ستاره تقدیم به فیلم شریف و ایرانی کوچه بی نام


 
 
دایناسور در جشنواره 7: ایران برگر
نویسنده : محمد - ساعت ۱:۳٢ ‎ق.ظ روز ٢٠ بهمن ۱۳٩۳
 

 

 

ایران برگر را دیدم
فیلمی در ژانر کمدی از مسعود جعفری جوزانی
فیلمی برگرفته از چند مجموعه طنز تلویزیونی و بازیگران آنها ( شب های برره، پایتخت و ...) با یک فیلمنامه ضعیف بعلاوه‌ی دستی بازتر برای شوخی های مبتذل و سیاسی منهای خلاقیت و نوآوری می شود ایران برگر!
مضحکه قومیت، لهجه، فقر، زنان شاید بتواند تماشاگران عادت کرده به کمدی های سطح پایین را بخنداند اما قطعا ماندگار نخواهد بود.

به این ضعف ها نام بی مسما فیلم که شاید نشات گرفته از اسپانسر فیلم است و نتیجه گیری سیاسی فیلم را اضافه کنید که واقعا متاثر کننده است ( برای توضیح بیشتر باید قصه فیلم را برملا کنم)
شاید اگر تیتراژ پایانی و صدای زیبای شهرام ناظری عزیز و شعر زیبای سیاوش کسرایی نبود فقط تاسف برای من باقی می ماند که بدترین نقش آفرینی علی نصیریان را در یک کمدی کم مایه دیده ام.
یک  ستاره از پنج ستاره برای تک لحظات شیرین ایران برگر و صدای شهرام خان ناظری.


 
 
← صفحه بعد