دایناسور

دایی ناسر
نویسنده : محمد - ساعت ۱٠:٤٢ ‎ب.ظ روز ٢٦ دی ۱۳٩٠
 

این هدیه همسر دایناسور است به دایناسور!

آخه وقتی آدم یهو یه همچین چیزی را می بینه ، چی می تونه بگه بجز: دستت درد نکنه!؟

 

  -----

پیشنهاد: فیلم خاص و منحصر بفرد ( از نظر موضوع و قصه) " اسب حیوان نجیبی است" را ببینید. یک فیلم ابزورد (تهی، جفنگ) که فکر می کنم تا حالا تو سینمای ایران یه همچین فیلمی نداشتیم. بازی رضا عطاران  هم خارق العاده است.

پی نوشت: امیدوارم این پست را به وبلاگ نویسی زرد نسبت ندهید و با خودتون نگید: "دلت خوشِ دایناسور! "

اصلا اینطور نیست با خودم گفتم با این پست شاید فضای تلخ این روزها را کمی شیرین کنم.

پسا پی نوشت: اصغر فرهادی هم که با فیلمش طوفان به پا کرده و داره همه جوایز را درو می کنه. فعلا تبریک بابت گلدن گلوب تا بریم که داشته باشیم مجسمه اسکار را...


 
 
کمک از سهراب
نویسنده : محمد - ساعت ۱۱:۳۸ ‎ب.ظ روز ۱٤ دی ۱۳٩٠
 

بدترین چیز رسیدن به رییسی است که از حادثه عقل  گر  است!

ببخشید جناب سهراب سپهری که شعر شما را نابود کردم اما یک رییس بی عقل  واقعا از بدترین اتفاقات زندگی است.

========

اصل شعر: بهترین چیز رسیدن به نگاهی است که از حادثه عشق تر است.

پی نوشت: تماشای تئاتر "خشکسالی و دروغ " را به همه توصیه می کنم. بشتابید که تا پایان دی ماه مهلت دارید. بازی آیدا کیخایی و علی سرابی استثنایی است. محمد یعقوبی هم که نیاز به تعریف من ندارد.

 

 


 
 
شمارش
نویسنده : محمد - ساعت ٩:٢٦ ‎ب.ظ روز ۳ دی ۱۳٩٠
 

شاهد مرگ غم انگیز بهارم چه کنم

ابر دلتنگم اگر زار نبارم چه کنم

نیست از هیچ طرف راه برون شد زشبم

زلف افشان تو گردیده حصارم چه کنم

از ازل ایل وتبارم همه عاشق بودند

سخت دلبسته ی این ایل وتبارم چه کنم

من کزین فاصله غارت شده ی چشم تو ام

چون به دیدار تو افتد سرو کارم چه کنم

یک به یک با مژه هایت دل من مشغول است

میله های قفسم را نشمارم چه کنم؟!

                                                              سیدحسن حسینی

---------------

پی نوشت1: از همه دوستان بابت تبریک تولدم، ممنونم.

پی نوشت 2: این روزا سرم شلوغه و نوشته تولیدی ندارم و دارم از جیب می خورم.

سید حسن حسینی را خیلی دوست دارم و این غزل و بیت سوم و پنجمش را هم. روحش شاد!