دایناسور

نامه
نویسنده : محمد - ساعت ۱۱:٢٢ ‎ب.ظ روز ۱٦ بهمن ۱۳٩٠
 

از خون دل نوشتم نزدیک دوست نامه

انی رایت دهرأ من هجرک القیامه

دارم من از فراقش در دیده صد علامت

لیست دموع عینی هذا لنا علامه

هر چند که آزمودم از وی نبود سودم

من جرب المجرب حلّت به الندامه

پرسید از طبیبی احوال دوست گفتا:

فی بعد ها عذاب فی قرب ها السلامه

گفتم ملامت آیدگر گرد دوست گردم

واللِّه ما راینا حبّا بلا ملامه

حافظ چو طالب آمدجامی به جان شیرین

حتّی یذوق منه کاسأ بلا ملامه

 این غزل زیبا را با صدای متفاوت و خاص و دلنشین محسن نامجو بشنوید

=====

فیلم نوشت: این روزها مشتری جشنواره فیلمم، 3 تا فیلم دیدم که رای خوب و متوسط و ضعیف را از من گرفتند.

فیلم جدید "کاهانی" با اسم جذاب و با مسمای "بی خود و بی جهت" یک فیلم عالی و خارق العاده بود. بازی ها هم مثل فیلم عالی بودند. یه جاهایی از فیلم از خنده منفجر شدم. فیلم پراست از ظرافت و تیزبینی و خلاقیت.

فیلم " تلفن همراه رییس جمهور" با ایده جذابش می توانست خیلی بهتر باشد اما بد هم نبود .مخصوصا بازی خوب "بهناز جعفری" که احتمالا کاندیدای سیمرغ خواهد شد.

اما فیلم بسیار ضعیف و ناامید کننده ای که  امشب دیدمش " در انتطار معجزه " صدرعاملی بود که بعد از فیلم بسیار بد " زندگی با چشمان بسته " واقعا دارم شک می کنم  "من ترانه..."، "دختری با کفشهای..." و "شب" کار صدرعاملی باشد!؟

=========

پسا فیلم نوشت:

فیلم " پله آخر" ساخته "علی مصفا" را دیدم و بنظرم فیلم متوسط رو به خوبی است. سکانس های ماندگاری دارد و ایده های خوبی در روایت.

فیلم "ملکه" ساخته " محمد علی باشه آهنگر" هم یک فیلم جنگی خوب ایرانی بود. پروژه ای بزرگ درحد سینمای ایران که داستانی جذاب دارد و با کارگردانی خوب و بازی های خوب، فیلمبرداری عالی استاد "زرین دست" که مطمئنا کاندید می شود و موسیقی شنیدنی استاد " حسین علیزاده" که این موسیقی هم باید کاندید شود. روایتی از روزهای آخر جنگ با نفی ذات جنگ.

" برف روی کاج ها" با کارگردانی " پیمان معادی" هم فیلم خوبی بود که نوید دهنده تسری سبک " فرهادی" به سینمای ایران است. فیلمنامه ای پربار و حساب شده،هرچند خیلی کار دارد که فرهادی دیگری زاده شود. غافلگیر کردن تماشاگر از پارامترهای اصلی این سبک است که در جاهایی دراین فیلم درست درآمده و در مواقعی لو می رود و تماشاگر غافلگیر نمی شود. سیاه و سفید بودن فیلم هم بنظرم غیر ضرور و کاری "جیغ" بود. بازی خوب  " مهناز افشار" (بهترین بازی او در سینما)  هرچند این نقش انگ کار "لیلا حاتمی" بود و "صابر ابر" ( که دیگر این خوب بودن عادی شده) و فیلمبرداری استادانه " محمود کلاری" از نکات مثبت فیلم است. حرف اصلی فیلم هم حرف مهمی است ( نوع رفتار اجتماعی جامعه امروز ایران و خصوصا تهران ) که بشرط بقا در زمان اکران عمومی فیلم در موردش خواهم نوشت.


 
 
خفقان
نویسنده : محمد - ساعت ۱٠:۳٢ ‎ب.ظ روز ٥ بهمن ۱۳٩٠
 
اول به سراغ یهودی ها رفتند، من یهودی نبودم پس اعتراضی نکردم.

پس از آن به لهستانی ها حمله بردند، من لهستانی نبودم و اعتراضی نکردم .

آنگاه به لیبرال ها فشار آوردند، من لیبرال نبودم، اعتراضی نکردم.

سپس نوبت به کمونیست ها رسید. کمونیست نبودم، بنابراین اعتراضی نکردم.

سرانجام سراغ من آمدند هرچه فریاد زدم کسی نمانده بود که اعتراضی بکند.
                                                                                              
برتولت برشت
خیلی وقت بود که می‌خواستم این حرف مهم از برشت را این جا بنویسم اما دست نگه داشتم. اتفاقات این چند وقت و بخصوص امروز باعث شد که با این جمله به همه و خودم یادآوری کنم سکوت در مقابل شر و  هر کار پلید و زشت برای ما آرامش نخواهد آورد بلکه مطمئنا یک روز نوبت خود ما نیز خواهد شد و این شر دامن گیر ما هم خواهدشد. وقتی توهین  و بی ادبی کسی را می بینیم می توانیم چشم خود را ببندیم و  با یک جمله " با من که نبود" یا " به من چه"  یا " بابا بی خیال" راه خود را بگیریم و برویم، اما مطمئنا  روزی این شر و پلیدی دامان ما را هم خواهد گرفت.
امروز متاسفانه دیدم که دوستی علاوه بر سکوت به یاری شر آمد و به همراه او نیشخند زد به من که از دیدن پستی و رذالت در حال انفجار بودم و ....