دایناسور

رسانه بی عزت
نویسنده : محمد - ساعت ۱٢:۱۱ ‎ق.ظ روز ٢٦ بهمن ۱۳٩٢
 

آیا هفتاد و چند میلیون مردم مملکت باید تاوان بدهند تا ضرغامی رییس صدا و سیما بماند؟! و با بیسوادی،کژ فهمی، دگماتیسم و تحجرش اعصاب و اخلاق و فرهنگ و سلامت جامعه را نابود کند؟!

برنامه های ضعیف و پر از ایراد فنی و محتوایی که سواد بصری و زیباشناسی مردم را نابود و قدرت تفکر را از بین می برند.
قهرمانان اکثر فیلم ها و سریال ها از اول فیلم دروغ بگویند و فریب بدهند و در آخر فیلم و سریال متحول شوند و با یک عذر خواهی و توبه همه چیز رو براه شود
مجریان بیسواد، ناتوان، بد چهره، بی ادب و یخ ( البته هر قاعده ای استثناهایی هم دارد) را تحمل کنند و حتی رییس جمهور هم محکوم به تحمل آن هاست!
 در این حالست که مردم یا به ماهواره گرایش پیدا می کنند که آن هم آسیب های خودش را دارد و یا مجبورند همین برنامه های گذشته از صدها فیلتر را ببینند و وقت تلف کنند؛ با پارازیت زندگی کنند و هزار جور بیماری بگیرند تا مبادا رقبای عزت خان مجال بیابند!
خبرهایی که آقا عزت صلاح می داند بشنوند و هر وقت او صلاح بداند بخندند و لودگی تماشا کنند و هر وقت میل رسانه میلی ایشان بود برنامه های مثلا معنا گرا تماشا کنند و عارف شوند!!!
دین را از کم سوادترین و رادیکال ترین مروجین دین بیاموزند و ایدئولوژی حاکم را در گوش و جان خود فرو برند
تازگی ها هم که برنامه فروشی و آنتن فروشی را آغاز کرده و بهترین ساعات را به شرکت های بسته بندی چای و برنج اختصاص داده تا ضمن ترویج مصرف گرایی و ایرانی محصولات خارجی بسته بندی شده در ایران را بخر! فرهنگ یک شبه پول دار شدن و لاتاری را ترویج کند چون در این مملکت با تلاش بجایی نمی شود رسید، پس با ارسال یک پیامک یک خودرو خارجی برنده شوید و بخورید و بیاشامید و پز بدهید. این سازمان ملی میهنی به بچه ها هم رحم نمی کند و در برنامه های مخصوص کودکان هم بشکل کاملا هنرمندانه بچه ها را به خوردن ماکارانی و لازانیای تک تشویق می کند!!
حقوق و مزایای عزت ضرغامی چقدر است تا بدهیم و خلاص شویم از این همه خسران و عذاب؟

 
 
دایناسور در جشنواره 5
نویسنده : محمد - ساعت ٩:۳٧ ‎ق.ظ روز ٢۳ بهمن ۱۳٩٢
 

به این داوری نمی گویند

می گویند تقسیم سیمرغ!

دو خط بالا خلاصه داوری امسال جشنواره در بخش سودای سیمرغ  بود

اما خوشحالم بابت جایزه رضا عطاران که در حال حاضر بهترین هنرپیشه ایران است

برای مریلا زارعی که بالاخره سیمرغ برد

به‌ خاطر حمید نعمت اله که کارگردان محبوب من است

جایزه " سیزده"  هومن سیدی هم خیلی خوشحالم کرد.

اما اگر شایعات در مورد فیلم " عصبانی نیستم" رضا درمیشیان درست باشد کل جشنواره امسال زیر سوال است

دیپلم های افتخار متعدد، نشان محافظه کاری و مهربانی زاید هیئت داوران بود به ویژه دیپلم اعطایی به هنگامه حمید زاده که واقعا نوبر بود

نادیده گرفتن "قصه ها"ی رخشان بنی اعتماد، "خط ویژه" کیایی و "بیگانه" توکلی هم نشان از غرض ورزی دارد

راه ندادن خانه پدری ( بهترین فیلم جشنواره) به بخش مسابقه هم که جای خود دارد

در مورد رسانه عزت ضرغامی و عملکرد توهین آمیزش یادداشتی نوشته ام که منتشر می کنم. 

پی نوشت: تیتر یک امروز کیهان را بخوانید که خلاصه گفتمان حاکم است


 
 
دایناسور در جشنواره 4
نویسنده : محمد - ساعت ۱٠:٥۱ ‎ق.ظ روز ٢٢ بهمن ۱۳٩٢
 

  

"اشباح" نا امید کننده بود ( دارم تلاش می کنم از خنثی ترین و مودبانه ترین کلمات برای این فاجعه هنری استفاده کنم)
فیلمنامه به طور قطع وجود نداشته، بازی ها به غیر از ملیکا شریفی نیا غیر قابل تصور بد است، اشتباهات کارگردانی فاحش و متعدد است.
منشی صحنه خواب بوده، طراحی صحنه و لباس افتضاح است
ای کاش مهرجویی هر چه زودتر ساخت این فیلم را تکذیب کند.
دیگر می ترسم آرزوی فیلمسازی برای تقوایی و بیضایی را در سر بپرورانم
خیلی مردونگی کردم که تا آخر فیلم نشستم، قهقهه و دست نزدم
برای خودم متاسفم که یکی از بهترین و محبوبترین کارگردان هایم را از دست دادم
کاشکی همه آنچه دیدم کابوس باشد و اشباح سرگردان با من شوخی کرده باشند!
 

 
 
دایناسور در جشنواره 3
نویسنده : محمد - ساعت ٥:٥٤ ‎ب.ظ روز ۱۸ بهمن ۱۳٩٢
 

 

 

"بیگانه" بهرام توکلی خیلی خوب بود
فیلمنامه خوب
بازی های خوب
موسیقی خوب
تدوین خوب
نتیجه اش می شود یک فیلم خیلی خوب. البته هنوز از نظر من بهترین فیلم بهرام توکلی " اینجا بدون من" است.
دیالوگی از فیلم : امیر جعفری رو به پانته آ بهرام: تو چرا همه چیزت تقلبیه؟! 
 

 
 
دایناسور در جشنواره 2
نویسنده : محمد - ساعت ۱٠:۳٠ ‎ب.ظ روز ۱٧ بهمن ۱۳٩٢
 

فیلم تازه پوراحمد ( پنجاه قدم آخر) داشت خوب پیش می رفت، بابک حمیدیان به همراه یک هنرپیشه تازه کار(که شباهت قریبی از نظر چهره و صدا با خسرو شکیبایی عزیز دارد ) و تا قبل از پیدا شدن سر و کله آن موتور سوار و ورود طناز طباطبایی ( ایراد از او نیست، فیلمنامه می لنگید) داشتند قصه را به خوبی روایت می کردند و ای کاش فیلم همان جا تمام می شد، اما ناگهان همه چیز تغییر کرد و عشق و عاشقی و عرفان و حرف های قلمبه سلمبه کار فیلم را یکسره کرد.
فیلم آنقدر کش پیدا کرد که اگر راهی برای خروج بود حتما سینما را ترک می کردم.
آقای پور احمد عزیز از شما بعید است، شمایی که شب یلدا ساخته اید، اتوبوس شب را ساخته اید، دیگر چرا؟!
مگر یک فیلم باید همه چیز داشته باشد؟ همه حرف های عالم و لوکیشن ها و مضمون دنیا را طی یک فیلم باید در چشم های مخاطب فرو کرد؟
متاسفانه فیلم از نیمه به بعد خود را ویران کرد.

دقیقا پنجاه دقیقه آخر، "پنجاه قدم آخر " را نابود کرد.   

                      دیالوگ منتخب: ترس آدم را هوشیار می کنه. 


 
 
دایناسور در جشنواره 1
نویسنده : محمد - ساعت ۱٠:۳٩ ‎ب.ظ روز ۱۳ بهمن ۱۳٩٢
 

امشب در اولین روز جشنواره "خواب زده ها" را دیدم، تازه ترین فیلم فریدون جیرانی که به قول خودش یک کمدی درام است!

فیلمی با یک اکبر عبدی شبیه "خوابم می آد" عطاران پیرزنی با لهجه آذری و یک فرهاد اصلانی که همیشه خوبه، اما فیلم بشدت بلاتکلیف و پرمدعا و جلوه فروش است، اگر تصاویر جذاب و بازی های خوب صابر ابر و عبدی و اصلانی نبود، صدای اعتراض تماشاگران قبل از زمان خروج به گوش می رسید.

افت کیفیت فیلم های جیرانی ادامه دارد و مشکل اصلی از فیلمنامه هاست.
یک دیالوگ خوب از فیلم ،صابر ابر: قشنگ خوشگلی
به امید روزهای بعد