دایناسور

گذشته نگُذشته!
نویسنده : محمد - ساعت ٧:۱۳ ‎ب.ظ روز ۳۱ خرداد ۱۳٩٢
 

دارم از دیدن " گذشته" فرهادی میام. باز هم یک فیلم عالی از کارگردانی که در کارش خبره است و این بار هم فیلمی ساخته دیدنی و دقیق و تامل برانگیز. دغدغه همیشگی او که دروغ است باز هم در این فیلم داستان را شکل می دهد. فیلمی که برای فهمش چند بار باید دیده شود.
تا نوشتن یادداشت مفصلم در مورد این فیلم چند تا نکته را بگویم تا بعدا مثل جدایی نادر از سیمین متهم به کپی‌برداری نشوم.
1. آشپزخانه و حمام لوکیشن های مورد علاقه فرهادی است و مهمترین سکانس‌های فیلم‌های او در این مکا‌ن‌ها شکل می‌گیرند.
2. لباس لکه دار ماجرای عجیبی دارد که باید بیشتر به آن توجه کنید...
3. نام دوم فیلم به نظر من "جدایی احمد از ماری" می تواند باشد.
4. باز هم کمترین استفاده از موسیقی
5. فیلمبرداری عالی محمود کلاری
6. ری اکشن های خارق العاده علی مصفا
7. بچه ها و اهمیتی که فرهادی به آن ها می دهد.
8. سکانس های نفس گیر و تکان دهنده تقابل احمد و سمیر بویژه سکوت دو نفره آنها در آشپزخانه (پشت میز) که کرکننده است .
9. سوال مهم فرهادی در این فیلم این است که آیا گذشته، گذشته و رفتار گذشته ما قابل جبران و فراموشی است؟ آیا با یک ببخشید همه چیز تمام می شود؟
10. نقش کوتاه اما مهم بابک کریمی و دیالوگ زیبایش در مورد مهاجرت.
11. و سر آخر : حس بویایی
12. نقش چمدان احمد و نشانه شناسی آن را هم به موضوعات قابل بحث اضافه کنید. 
 
 پی نوشت: یادداشت مفصل را گذاشتم برای چند روز آینده که دوستان بیشتری فیلم را ببینند و داستان فیلم لو نره و اینکه خودم هم وقت کنم یک بار دیگه "گذشته" را ببینم. 
 

 
 
از سر ناچاری
نویسنده : محمد - ساعت ٢:٥٤ ‎ب.ظ روز ٢٤ خرداد ۱۳٩٢
 

وقتی توانایی همنوا کردن مردم را با طرز فکر و جهان بینی خود نداریم و چون امر اجتماعی را نمی توان فردی انجام داد باید به جمع پیوست و جمعیتی را که بیشترین شباهت و تقریب ذهنی با ما دارد، برگزینیم و به آن ها بپوندیم.

تغییرات جزیی را به آرزوهای بلند ترجیح دهیم و گام های کوچک برای رسیدن  به آرمان های بزرگ برداریم.

  در ضمن وقتی کسی از موقعیتی فرار می کند مجال فکر کردن به جهت  و مقصد فرار را ندارد بلکه  فقط از خطر می گریزد. حالا من در حال فرار از موقعیت خطرم.

به امید روزهای خوب 

 پی نوشت:

این پست را  ساعت 14 جمعه نوشتم اما دوستان پرشین بلاگ فقط با 30 ساعت تاخیر، ساعت 20 روز شنبه منشرش کردند و خاصیتش از بین رفت. خواستم حذفش کنم اما گفتم بماند برای یادگاری.

من ساعت 20 جمعه رای دادم و این پیامک را هم برای تهییج و تشویق دوستان فرستادم "من بخاطر وطن و روشن ماندن کور سوی امید اصلاح وضع موجود و همراهی با امیدواران به آینده ایران، رای خود را به خیر المجبورین شیخ حسن روحانی دادم . وتوکل علی ا..."

این دو تا پست خوب و مرتبط را هم بخوانید:

به نفع روحانی، انصراف می‌دهم!

 

 موجیم که آسودگی ما عدم ماست