دایناسور

دایناسور در جشنواره8: کوچه بی نام
نویسنده : محمد - ساعت ۸:٠٧ ‎ق.ظ روز ٢۳ بهمن ۱۳٩۳
 

امشب فیلم کوچه بی نام را دیدم
فیلم خوب هاتف علیمردانی (فیلم اول علیمردانی "به خاطر پونه" هم دیدنی بود)
یک درام خانوادگی در مورد یک خانواده متوسط رو به پایین و ساکن پایین شهر که اکثرا در سینما و تلویزیون ایران یا بصورت کمدی به آنان پرداخته شده یا تراژدیک و تلخ.
اما این بار یک ملودرام واقع گرایانه که مناسبات موجود در این طبقه را به خوبی بازنمایی کرده را شاهدیم.
فیلمنامه خوب و کم نقص، بازی‌های یکدست و خوب بویژه فرشته صدرعرفایی (اگه سیمرغ گرفت تعجب نکنید) و باران کوثری
دیالوگ منتخب:عشق بدترین درد سر دنیاست.
مهمترین ویژگی فیلم برای من شخصیت ماندگار و دوست داشتنی "حاج مهدی" بود که با هنرمندی فرهاد اصلانی عزیز آفریده شده.
سکانس پایانی فیلم با وجود زیبایی شگفت انگیزش، زاید است که امیدوارم در اکران عمومی حذف بشه.
سه ستاره از پنج ستاره تقدیم به فیلم شریف و ایرانی کوچه بی نام


 
 
دایناسور در جشنواره 7: ایران برگر
نویسنده : محمد - ساعت ۱:۳٢ ‎ق.ظ روز ٢٠ بهمن ۱۳٩۳
 

 

 

ایران برگر را دیدم
فیلمی در ژانر کمدی از مسعود جعفری جوزانی
فیلمی برگرفته از چند مجموعه طنز تلویزیونی و بازیگران آنها ( شب های برره، پایتخت و ...) با یک فیلمنامه ضعیف بعلاوه‌ی دستی بازتر برای شوخی های مبتذل و سیاسی منهای خلاقیت و نوآوری می شود ایران برگر!
مضحکه قومیت، لهجه، فقر، زنان شاید بتواند تماشاگران عادت کرده به کمدی های سطح پایین را بخنداند اما قطعا ماندگار نخواهد بود.

به این ضعف ها نام بی مسما فیلم که شاید نشات گرفته از اسپانسر فیلم است و نتیجه گیری سیاسی فیلم را اضافه کنید که واقعا متاثر کننده است ( برای توضیح بیشتر باید قصه فیلم را برملا کنم)
شاید اگر تیتراژ پایانی و صدای زیبای شهرام ناظری عزیز و شعر زیبای سیاوش کسرایی نبود فقط تاسف برای من باقی می ماند که بدترین نقش آفرینی علی نصیریان را در یک کمدی کم مایه دیده ام.
یک  ستاره از پنج ستاره برای تک لحظات شیرین ایران برگر و صدای شهرام خان ناظری.


 
 
دایناسور در جشنواره 6: رخ دیوانه
نویسنده : محمد - ساعت ٧:٥٤ ‎ق.ظ روز ۱٩ بهمن ۱۳٩۳
 

 
 
دایناسور در جشنواره 5: بوفالو
نویسنده : محمد - ساعت ٢:۳۸ ‎ب.ظ روز ۱٧ بهمن ۱۳٩۳
 

بوفالو را دیدم
کاوه سجادی حسینی یک فیلم بسیار ضعیف تولید کرده که ارزش هیچ دفاعی را ندارد.
فیلمنامه بدون منطق و چفت و بست، شخصیت پردازی فوق العاده ضعیف که منجر به این شده بازیگرانی توانمندی چون پرویز پرستویی و پانته آ پناهی ها هم نتوانند در حد انتظار ظاهر شوند و یکی از بدترین فیلم های کارنامه بازیگری شان را بازی کرده اند.
هومن سیدی  چنان اغراق شده بازی میکرد که... (دارم تلاش می کنم قصه فیلم را لو ندهم، هرچند دیدن این فیلم را به کسی توصیه نمی کنم)
رفتارها و روابط هیچ کدام از هیچ منطقی پیروی نمی کردند.

انگار نه انگار که در شهر هرت هم رفتار آدم ها بر اساس منطقی بنا می شود!

تیتراژ مضحک اول فیلم خبر از یک فیلم پر مدعای تهی را می داد ، همینطورهم شد و تا انتهای فیلم این ضعف امتداد داشت.
برای نمونه فقط تصور کنید یک موتور چندین روز در کنار مرداب انزلی به درختی قفل شده باشد و نه پلیس به آن مشکوک شود و نه حتی کسی کلاههای ایمنی را از روی بر می دارد! یک سری قایق موتوری هم در کنار مرداب گذاشته بودند تا هر وقت بازیگران بوفالو احتیاج داشتند بردارند و بروند...

در بوفالو پر است از این گاف ها که اگر فرصت شد لیست شان می کنم.
هیچ ستاره ای از پنج ستاره ممکن به بوفالو نمیرسد


 
 
دایناسور در جشنواره 4: طعم شیرین خیال
نویسنده : محمد - ساعت ٩:۳٥ ‎ق.ظ روز ۱٦ بهمن ۱۳٩۳
 
 فیلم طعم شیرین خیال را دیدم
کمال تبریزی یک فیلم آموزشی در حمایت از محیط زیست ساخته !!!

 
 
دایناسور در جشنواره 3: من دیه گو مارادونا هستم
نویسنده : محمد - ساعت ۸:٠٧ ‎ق.ظ روز ۱٥ بهمن ۱۳٩۳
 

فیلم من دیه گو مارادونا هستم را دیدم
یک کمدی پست مدرن از بهرام توکلی، او در پنجمین فیلم‌اش یک اثر متفاوت خلق کرده، تجربه‌ای کمتر دیده شده در سینمای ایران .
فیلمی پر بازیگر با قصه‌ای جذاب و پیرنگ‌های داستانی متعدد که در نود دقیقه تماشاگر را کاملا سرگرم می‌کند.
میزانسن‌های پیچیده و سکانس پلان‌های طولانی با تعدد بازیگر و دیالوگ‌های زیاد  از ویژگی های مهم این فیلم هستند.
پروژه سختی که خوشبختانه همه عوامل فیلم از هومن بهمنش فیلمبردار فیلم (که باید نامزد سیمرغ  بشود) تا صدابردار و بویژه تیم بازیگری توانسته اند این کار را به سرانجام برسانند و مارادونا ... را به اثری خوش ریتم و جذاب تبدیل کنند.
سعید آقاخانی  یک بازی خوب دیگر در این جشنواره دارد و شاید بتوان او را ستاره این دوره دانست، گلاب آدینه که نقش دو خواهر را به زیبایی و ظرافت و شیرینی بازی کرده و سایر بازیگران که همه خوب بودند ( کاش جشنواره فجر به گروه بازیگران سیمرغ می داد)
نوع روایت با وجود راوی و تقطیع قصه به مانند فصل های یک کتاب، خلاقانه و در خدمت  محتوا فیلم  بود.

فیلمنامه قرص و محکم و دیالوگ های پینگ پنگی و حساب شده توکلی  خیلی دلچسب و با ارزش و کمیاب است.

طراحی صحنه و لباس و موسیقی مارادونا... بسیار حساب شده و در خدمت فضاسازی و ایجاد اتمسفر مناسب برای فیلم بودند.
اما ترس من ترکیب هیات داوران سنتی این دوره است که احتمال می دهم این فیلم نوگرایانه و نادر در سینمای ایران را نادیده گرفته و زحمات عوامل آن به چشم نیاید.
در هر حال فیلم شنگول و جذاب مارادونا... گیشه خوبی هم خواهد داشت.
چهار ستاره از پنج ستاره تقدیم به مارادونای توکلی 


 
 
دایناسور در جشنواره 2: خداحافظی طولانی
نویسنده : محمد - ساعت ۸:٢٠ ‎ق.ظ روز ۱٤ بهمن ۱۳٩۳
 

 
 
دایناسور در جشنواره 1 : قول
نویسنده : محمد - ساعت ۸:٠٥ ‎ق.ظ روز ۱۳ بهمن ۱۳٩۳
 

 
 
آچار فرانسه
نویسنده : محمد - ساعت ٧:٥٠ ‎ق.ظ روز ۸ بهمن ۱۳٩۳