دایناسور

دایناسور در جشنواره 14
نویسنده : محمد - ساعت ٥:۳۳ ‎ب.ظ روز ٢٤ بهمن ۱۳٩٤
 

"لانتوری" ساخته رضا درمیشیان را دیدم.
فیلمی اجتماعی که به مشکلات و معضلات اجتماعی این سالها می پردازد.
ایده ی فیلم خیلی خوبه و مورد علاقه من
سه خطی داستان هم خوبه
اما وقتی که این ایده به فیلمنامه و اجرا میرسه کار خراب میشه
نوع روایت که تلاش شده به شیوه فیلم های مستند باشه پاشنه آشیل فیلمه. فیلم بیشتر شبیه مستند شوک شده تا فیلم سینمایی. نوع کارگردانی و قاب بندی قصه هم بیش از حد جلوه فروشانه است. فرم بر محتوا غلبه کرده و برای تاثیر گذاری بر مخاطب از هیچ چیز فروگذار نشده است.
اگر سینما هنر است همین جاها راهش را از مستندنگاری جدا می کند.
تعلیق اندازه دارد، بازی با احساسات تماشاگر اندازه دارد و اگر این اندازه را نگه نداری دستپختت شور یا تند می شود (البته غذای شور و تند مخاطب خاص خود را دارد و البته در یاد همه می ماند اما در بخش خاطرات ناخوش )
ایده فیلم در مورد بخشش است اما عمده ی فیلم به چیز دیگری می پردازد و انگار مقدمه از خود متن بیشتر است.
اما خوبی های این فیلم:
اول:  ایده فیلم
دوم: بازی های خوب
سوم: حضور گرم اردشیر رستمی عزیز و حرف های و شعر خوانی زیبایش ( همه ما در درون مون یه هیتلر و یه ماندلا داریم، جامعه است که یکی شون را بیرون می کشه)
چهارم: مریم پالیزبان که دیگر خودش به شخصیت تبدیل شده
پنجم:موسیقی زیبای استاد کیهان کلهر عزیز بر روی تیتراژ پایانی.
امیدوارم درمیشیان که سینما را می شناسد فیلم های بعدی اش را با آرامشِ هنرمندانه بسازد.
دو ونیم ستاره از پنج ستاره برای لانتوری.

پ.ن: در مورد لانتوری حرف زیاد دارم که بعدا بصورت مفصل می نویسم.


 
 
دایناسور در جشنواره 13
نویسنده : محمد - ساعت ٥:٢٧ ‎ب.ظ روز ٢٤ بهمن ۱۳٩٤
 

"پل خواب" اولین فیلم بلند سینمایی اکتای براهنی را دیدم
همانطور که اعلام شده بود فیلم اقتباسی آزاد بود از جنایات و مکافات داستایوفسکی.
پل خواب از جهت تصویری زیباست و بازی ساعد سهیلی و اکبر زنجانپور هم دیدنی و باور پذیر است اما ضعف فیلمنامه و یکدست نبودن بازی ها جایگاه فیلم را تنزل داده است.
دو ستاره از پنج ستاره برای پل خوابِ پسر استاد رضا براهنی.


 
 
دایناسور در جشنواره 12
نویسنده : محمد - ساعت ٥:٢۳ ‎ب.ظ روز ٢٤ بهمن ۱۳٩٤
 

"به دنیا آمدن" به کارگردانی محسن عبدالوهاب را دیدم
فیلم در مورد ملاحظات اخلاقی، اجتماعی و اقتصادی فرزند آوری است. موضوع مهمی که در این سالها اهمیت زیادی داشته و عبدالوهاب سعی کرده بدون جانبداری حرفهای دو طرف دعوا را بیان کند هرچند در کلیت خیلی بی طرف نیست و به جانب زن غش می کند.
بازی عالی الهام کردا و خیلی خوب هدایت هاشمی و مناسبات بین این زوج خوب و باورپذیر تصویر شده اما متاسفانه همه این نقاط مثبت در یک سوم پایانی فیلم خراب می شود و منطق شخصیت ها و اتفاقات فراموش می شود.
فیلمنامه در کنار موضوع اصلی به سایر مسایل اجتماعی از جمله نوجوانان و شهرنشینی میپردازد.
یک شخصیت خوب هم در فیلم هست که خیلی پسندیدم و آن هم رضا دوست نقش اول فیلم است که یک کافی شاپ را مدیریت می کند.
دو ستاره از پنج ستاره از آن فیلم محسن عبدالوهاب


 
 
دایناسور در جشنواره 11
نویسنده : محمد - ساعت ٥:۱۸ ‎ب.ظ روز ٢٤ بهمن ۱۳٩٤
 

"گیتا" ساخته اول مسعود مددی را دیدم
داستان یک زندگی باورپذیر که یک اتفاق تلخ همه چیزش را به هم می ریزد.
بازی خوب مریلا زارعی و بعد حمید آذرنگ فیلم را دیدنی کرده
چند اشتباه فیلمنامه و چند تصویر غیر فوکوس(فولو) چند پلان پر گرین و کم نور و ...
اما فیلم ارزش دیدن دارد
دو ستاره از پنج ستاره برای گیتا .


 
 
دایناسور در جشنواره 10
نویسنده : محمد - ساعت ٦:٢٢ ‎ب.ظ روز ۱٩ بهمن ۱۳٩٤
 

"ایستاده در غبار" اولین فیلم بلند محمد حسین مهدویان را دیدم.
اگه بخوام مصداقی برای یک فیلم هنرمندانه، کم ادعا و شریف بیابم، قطعا این فیلم خواهد بود.
یک فیلم  زندگینامه ای که به قصه زندگی احمد متوسلیان از یک زاویه و نوع روایتی خاص و مستندگونه می پردازد و در این مسیر و در همان ابتدا فیلم قراردادش را با بیننده می بندد.   "هیچ یک از تصاویر واقعی نیست، صداها متعلق به  خود احمد متوسلیان است. راویان قصه (نریتورها) افراد واقعی هستند که تجربیات و خاطرات خود را با قهرمان داستان تعریف می کنند. دوربین هم به عنوان یک چشم ناظر و جستجوگر از دور  احمد را تحت نظر دارد."
مهدویان قبلا این نوع کار را در چند برنامه بطور مستند تمرین کرده بود(من چند قسمت اش را از شبکه یک دیده بودم ) و با فضا سازی مناسب، استفاده از نگاتیو و بازیگرانی که با گریم به شخصیت های واقعی شبیه شده اند سعی کرده سینمای مورد نظر خود را بسازد.
کاش صدا و سیما در این سی و هفت سال و با این همه هزینه چند تولید در سطح این فیلم داشت.
خلق و تصویر کردن یک قهرمان باورپذیر و با گوشت و پوست که در کنار همه خوبی هایش اشتباه می کند، خصوصیات منفی هم دارد، عصبانی می شود، قدرت طلب است، گاهی کله شق است و چهره ی زیبا و موجه و باسمه ای فیلم های تصنعی را ندارد؛ همه و همه هنری است که از لشگر چند هزار نفره مدعی که پول بیت المال را در اختیار داشته اند برنیامده.
لذت همراه شدن با یک مرد که هم عصر ما بوده و تصویرش بر پرده باورپذیر و دوست داشتنی است؛ لذتی است که کمتر در سینمای ایران دست داده است.

چهار ستاره از پنج ستاره برای فیلم عزیز و پر زحمت و دوست داشتنی "ایستاده در غبار"
به امید آزادی احمد متوسلیان و شادی مادرش که سه دهه چشم به راه اوست.


 
 
دایناسور در جشنواره 9
نویسنده : محمد - ساعت ٥:۱٥ ‎ب.ظ روز ۱۸ بهمن ۱۳٩٤
 

فیلم "من" اولین ساخته سهیل بیرقی را دیدم.
هر کاری کردم با فیلم ارتباط برقرار کنم نشد که نشد. همه عوامل تلاش کرده بودند اما بنظرم حال و هوای فیلم درست از آب در نیامده بود.
مهمترین دلیلش اینه که چنین فیلمی را در ایران و با محدودیتهای موجود نمیشه ساخت.
لیلا حاتمی معصوم و مهربان را با موی کوتاه و رنگ کرده نمیشه سرد و نامهربان کرد. علاوه بر محدودیت هایی که گفتم و برای زنان بیشتر است صدا و حس چشم های لیلا حاتمی برای این نقش مناسب نیست. این دومین اشتباه محاسباتی کارگردان است.
مناسبات آدم های خلافکار هم بنظرم اینطوری نیست و درست تصویر نشده.

اما تصاویر و قابهای زیبا بعلاوه بازی خوب و کنترل شده بهنوش بختیاری و ریتم مناسب فیلم از نکات مثبت "من" بود.

یه ستاره و نیم از پنج ستاره برای فیلم سهیل بیرقی.


 
 
دایناسور در جشنواره 8
نویسنده : محمد - ساعت ٦:٤٠ ‎ب.ظ روز ۱٧ بهمن ۱۳٩٤
 

"مالاریا" تازه ترین ساخته پرویز شهبازی را دیدم
دغدغه شهبازی برای نشان دادن مسایل اجتماعی و مبتلابه جوانان بویژه در تهران قابل احترامه اما اگه نتونی حرف خوب را خوب و به زبان سینما بیان کنی اون دغدغه و حرف هم حروم میشه.
چند تا نکته است که بنظرم وقتی پرویز شهبازی فیلمنامه می نویسه بهشون توجه نمیکنه اینه:
- هر رفتاری از یک منطق درونی برخورداره، رفتار یه جوان چه شهرستانی چه تهرانی چه دختر و په پسر باید منطق داشته باشه اما ظاهرا شخصیت های اصلی مالاریا منطقی برای کارهاشون ندارند و کارهایی را می کنند که نویسنده فیلمنامه ازشون خواسته! این موضوع در"عیار 14" و "دربند" هم بصورت کمرنگ تر وجود داشت.
- مساله بعدی اینکه در طی یک فیلم صد دقیقه ای نمیشه به همه دغدغه ها و مشکلات پرداخت و الا مجبور میشی منطق قصه را فدای حرفای مانده در دلت کنی.
- و آخر اینکه ایده های بصری اگه با دقت اجرا نشند به ضد خودشون تبدیل می شند. ایده استفاده و ترکیب تصاویر ضبط شده با موبایل و دوربین اصلی هر چند بر روی کاغذ جذابه اما اگه درست استفاده نشه و در استفاده ازش افراط بشه فیلم را آشفته و شلخته می کنه و چشم و روح بیننده را آزار میده.
متاسفانه در مالاریا بازی ها یا ضعیف و یا  خیلی ضعیف هستند.(چقدر غر زدم)

از پنج ستاره یه ستاره و نیم  از آن مالاریای شهبازی که ظاهرا "نفس عمیق " اش یک اتفاق بود.


 
 
دایناسور در جشنواره 7
نویسنده : محمد - ساعت ٦:۳٥ ‎ب.ظ روز ۱٧ بهمن ۱۳٩٤
 

متولد 65، اولین فیلم بلند سینمایی مجید توکلی را دیدم.
کمدی اجتماعی ای که برای یک کارگردان تازه کار اثری ارزشمند بحساب میاد.
فیلمنامه خوب جمیله دارالشفایی که موقعیت های جذابی را خلق کرده و دیالوگهای طنازانه ای هم دارد.
فیلم گاهی به محدوده طنز هم می رسد و طعنه ای هم به فاصله طبقاتی و مشکلات جامعه امروز ایران بخصوص تهران می زند و البته مهم تر از آن اشاره به فراگیری دروغ و بلوف و تبعات آن در جامعه.
شاید اگر فیلم با بازیگران بهتر و کار بلدتری ساخته می شد خیلی دیدنی تر و جذابتر هم از آب در می اومد.
ایراداتی هم به کارگردانی وارده که اگر توضیح بدم قصه لو میره پس باشد برای زمان اکران عمومی فیلم.

از پنج ستاره دو و نیم ستاره برای متولد 65.


 
 
دایناسور در جشنواره 6
نویسنده : محمد - ساعت ٦:٢۸ ‎ب.ظ روز ۱٧ بهمن ۱۳٩٤
 

"اژدها وارد می شود" بعد از "پذیرایی ساده" تازه ترین ساخته ی مانی حقیقی است.
فیلم برای روایت داستان خود که ظاهرا براساس یک قصه واقعی و عجیب است ترکیبی از مستند و داستانی را انتخاب کرده.
روایت به دو قسمت تقسیم شده: بخشی بصورت مستند به چگونگی ساخت فیلم و بخشی از قصه که در دهه چهل در قشم اتفاق افتاده بازسازی شده است. این ها بعلاوه لوکیشن خاص و زیبای انتخاب شده، اژدها... را به یکی از متفاوت ترین، خاص ترین و عجیب ترین فیلم های سینمای ایران تبدیل کرده است.
شاید بشه با کمی اغماض فیلم را یک تریلر ترسناک نامید اما من این فیلم را یک پست مدرن  ضد ژانر می دانم.
بازی خوب امیرجدیدی، موسیقی خوب کریسف رضاعی، فیلمبرداری هنرمندانه هومن بهمنش و طراحی صحنه و لباس فیلم از برتری های اژدها.... است که احتمال نامزدی دارند.
همچنین این فیلم قابلیت موفقیت در جشنواره خارجی را هم دارد.
تماشاگرانی که داستان "ملکوت" بهرام صادقی را خوانده و فیلم "خشت و آینه" ابراهیم گلستان را دیده باشند بیشتر با فیلم ارتباط برقرار می کنند.

از پنج ستاره سه و نیم ستاره برای ساخته ی پسر نعمت حقیقی و لیلی گلستان و نوه ابراهیم گلستان.


 
 
دایناسور در جشنواره 5
نویسنده : محمد - ساعت ٦:٠۱ ‎ب.ظ روز ۱٧ بهمن ۱۳٩٤
 

ابد و یک روز اولین فیلم بلند سعید روستایی را دیدم.
بعنوان اولین فیلم بلند یک کارگردان ابد و یک روز واقعا عالی است اما کارگردان این فیلم اجتماعی و تلخ، مثل کارگردان فیلم چهارشنبه 19 اردیبهشت در رعایت اندازه و دُز احساسات و اتفاقات، زمانبندی سکانس ها و...همچنین شخصیت پردازی بعضی از شخصیت ها و انتخاب بازیگر( بویژه نقش مادر) دقت و وسواس یک فیلم درجه یک و کامل را بخرج نداده است.
پریناز ایزدیار و پیمان معادی ضمن ارایه یک بازی کم نقص، دو شخصیت ماندگار به سینمای ایران اضافه کرده اند( سمیه و مرتضی) که باید حداقل نامزد سیمرغ باشند.
موقع خروج از سینما خانمی که پشت سرم بود بدرستی مقایسه جالبی کرد بین این فیلم و یه حبه قند( بدلیل لو نرفتن قصه ادامه نمیدم)
فکر می کنم لازمه فیلم مجددا تدوین بشه و قابلیت کوتاه تر شدن هم دارد.

از پنج ستاره سه ستاره و نیم  برای فیلم ابد و یک روز.


 
 
دایناسور در جشنواره 4
نویسنده : محمد - ساعت ٥:٥٩ ‎ب.ظ روز ۱٤ بهمن ۱۳٩٤
 

 

زاپاس ساخته برزو نیک نژاد را دیدم
(پایتخت + درد سر های عظیم) - تنابنده+ امیر جعفری- خمسه+ یک کودک راوی+ شوخی هایی که در تلویزیون قابل پخش نیست- کشتی + فوتبال × فرمت سینما = زاپاس

فیلمی که با استفاده از فرمول ایران برگر ساخته شده و احتمالا فروش خوبی هم خواهد داشت البته از نظر من از ایران برگر بهتر و دیدنی تر است.
از پنج ستاره یک ونیم ستاره  برای زاپاس نیک نژاد


 
 
دایناسور در جشنواره 3
نویسنده : محمد - ساعت ٥:٥۳ ‎ب.ظ روز ۱٤ بهمن ۱۳٩٤
 

فیلم "برادرم خسرو" اولین ساخته بلند احسان بیگلری یک ملودرام خانوادگی با محوریت یک بیمار روانی (دو قطبی) است که نقش اش را شهاب حسینی با مهارت و انرژی زیاد بازی کرده و با توجه اکت بالای این نقش احتمال گرفتن سیمرغ توسط حسینی دور از ذهن نیست، البته بشرطی که بازی های بخش نگاه نو هم داوری شوند.
فیلم خوش ساخت و کم ادعای بیگلری هر چند هم در کارگردانی و هم فیلمنامه اشکال هایی دارد اما بخوبی بیننده را با خود همراه می کند و واقعا قابل احترام است.
حضور مجدد ناصر هاشمی و بازی خوبش در این فیلم هم از ویژگی های برادرم خسرو است.
از نظر محتوا هم فیلم طعنه ای می زند به عقل ابزاری و یادآور این شعر: دلا دیوانه شو، دیوانگی هم عالمی دارد
از پنج ستاره دو ستاره و نیم به برادرم خسرو.


 
 
دایناسور در جشنواره 2
نویسنده : محمد - ساعت ٥:٤۳ ‎ب.ظ روز ۱۳ بهمن ۱۳٩٤
 

 

فیلم آاادت نمی کنیم دومین فیلم ابراهیم ابراهیمیان را دیدم.
تیتراژ خوب ابتدایی و موسیقی زیبای حامد ثابت تماشاگر را از همان ابتدا آماده دیدن یه فیلم جدی می کنه، فیلمی در رابطه با اخلاق، روابط زن و مرد و البته خیانت.
بازیهای خوب بازیگران بویژه هدیه تهرانی و حمید رضا آذرنگ ( احتمال کاندیدا شدن این دو برای سیمرغ نقش مکمل دور از ذهن نیست) با یک قصه گیرا و پر تعلیق وقتی با یک فیلمبرداری خوب و نورپردازی زیبا همراه بشه می تونه سالن سینمای پر از جمعیت را غرق در فیلم و سکوت بکنه.
اگر بخوام بدون لو دادن قصه فیلم را معرفی کنم تنها می تونم بگم: فیلم را میشه از دسته تولیدات فرهادی وار سینمای ایران محسوب کرد که قطعا شباهت های زیادی به چهارشنبه سوری و گذشته داره و مشکل فیلم که سربسته بهش اشاره می کنم در غلتیدن فیلمنامه به کلیشه هاست . این موضوع علاوه بر کاهش سطح کیفی فیلم از تعلیق آن هم کاسته و مخاطب حرفه ای سینما از دو سوم پایانی می تونه پایان را حدس بزنه.
با این حال دقت کارگردان در میزانسن ها، انتخاب قابهای زیبا و صدا گذاری و موسیقی خوب و تدوین که ریتم مناسبی به  فیلم داده؛ آاادت نمی کنیم را به فیلمی قابل احترام و دیدنی تبدیل کرده.

سه ستاره از پنج ستاره امتیاز من به فیلم ابراهیمیان که هنوز دلیل انتخاب نامش را کشف نکردم!


 
 
دایناسور در جشنواره 1
نویسنده : محمد - ساعت ٥:٤٠ ‎ب.ظ روز ۱۳ بهمن ۱۳٩٤
 

 

فیلم خماری را دیدم. فیلم اولین ساخته بلند داریوش غذبانی است و همونطور که از اسمش پیداست در مورد اعتیاده.
یه فیلم ساده در حد یه فیلم تلویزیونی سرگرم کننده برای یک بعداز ظهر جمعه
فیلم پر است از اشتباهات ریز و درشت که میتونه تماشاگر بی حوصله را راهی بیرون سالن کنه.
از پنج ستاره یه ستاره سهم کارگردان تازه کار فیلم خماری


 
 
آلارم
نویسنده : محمد - ساعت ٥:۱٥ ‎ب.ظ روز ٥ بهمن ۱۳٩٤
 

صدای پای بنیادگرایی از سویی، پوپولیسم از سویی و میلیتاریسم از طرفی دیگر بگوش میرسد. اما ظاهرا ساکنان این خانه ویران (ایران) و کهن در خواب یا چرت بسر می برند و فراموش کرده اند جای زخم چکمه های نظامیان را و نعره های ویراتگر و پر دروغ فریبکاران را و نمی شنوند عربده بنیادگرایان خونخوار را که بر در دروازه هاشان هستند.
ظاهرا زخمها در این مرز و بوم زود خوب می شود و با فرافکنی و تبرئه ی کردن خود وجدانها نیز آرام می شود.
ملتی با ذهنیت صفر یا صد که اعشار را درک نمی کند پس فرقی بین رضا شاه و محمدرضا قایل نمی شود. تفاوتی هم مابین خاتمی و رفسنجانی و احمدی نژاد و روحانی قایل نیست همه را با صفر میداند و یا یک. این طرز فکر حداقل دو تالی فاسد دارد. یکی اینکه می گوید اوضاع  از این بدتر نمی شود.
دومی اینکه بدلیل فاصله زیاد و بعید صفر تا صد، انگیزه حرکتی وجود ندارد.
این ملت نشان داده همیشه وقتی از خواب بیدار می شود که کار از کار گذشته و فقط جا برای رضا دادن به اوضاع و غر زدن مانده یا انقلاب کردن.

روز از نو روزی از نوع در دور باطل.

پ.ن: سخنرانی مهم و تامل برانگیز دکتر رنانی را گوش کنید.