دایناسور

یادداشتی در مورد فیلم " چهارشنبه 19 اردیبهشت"
نویسنده : محمد - ساعت ٥:٢٠ ‎ب.ظ روز ۱٠ آذر ۱۳٩٤
 

انبوه فلاکت
یا اندازه نگهدار که اندازه نکوست


بر خلاف تصور دوستانم و حتی خودم (با توجه به شنیده ها و طرز فکری که از وحید جلیلوند سراغ داشتم) در مجموع  فیلم "چهارشنبه 19 اردیبهشت" را فیلم خیلی خوبی ندیدم.
 قبل از اینکه نقاط ضعف فیلم را شروع کنم بد نیست به چند نقطه مثبت آن اشاره کنم:
-اپیزود سوم سینمایی ترین و باورپذیرترین اپیزود فیلم است که بازی خوب امیرآقایی یکی از مهمترین دلایل آن است.
-اضافه کردن یک شخصیت مثبت باورپذیر و دوست داشتنی به سینمای ایران به نام "جلال آشتیانی" دستاورد فیلم است.
-پرداختن به معضلات اجتماعی و اخلاقی جامعه و آن هم با ارایه راه حل، هر چند پر نقص، بسیار ارزشمند است.
- چهارشنبه... نوید اضافه شدن یک کارگردان خوب به سینمای اجتماعی ایران را می دهد که با کسب تجربه بیشتر و توجه به جزییات، فیلم هایی خوبی را به سینمای ایران اضافه خواهد کرد.
 پیامی که جلیلوند قصد انتقالش را به مخاطب داشت بسیار ارزشمند و شریف است و من هم بسیار با اهمیت می دانمش اما مهم نحوه بیان پیام در مدیوم و رسانه انتخابی است.
زبان سینما تصویر است و رسانه ای است که بر پایه سرگرم سازی بنا شده و اگر نتوانی ویژگی های آن را رعایت کنی یا سینمایت می شود مستند که در اینجا چهارشنبه ... به مستند ( که تبحر جلیلوند است ) نزدیک تر است تا سینمای قصه گو یا داستانی.  و یا اصلا سینما نیست ( بسیاری از فیلم های تولیدی در جهان سینما نیستند)
نکته دیگر دقت و توجه در رعایت دوز (dosage) عناصر سازنده اثر در تمامی هنرها بویژه سینماست در حدی که برخی سینما را هنر توجه به جزییات می دانند. دوز موسیقی، کلوز آپ ها، لحن بازیگران، گریم و لباس و ... فیلم در لحظات زیادی بالا و فراتر از واقعیت است که باعث شده برخی لحظات فیلم "اور دوز" داشته باشد و تماشاگر خود را پس بزند.
در سکانس( احتمالا ) سوم وقتی نیکی کریمی در حال سوار شدن در سرویس کارخانه است، موسیقی پر رنگ و پرطنین برای چیست؟ ما در لحظات قبلی با فضای فیلم و شرایط بد زندگی او آشنا شده ایم، تنها نگاه به شلوار او ما را متوجه موضوع و وخامت اوضاع کرده و دیگر این موسیقی گل درشت برای چیست؟
لحن پر حزن و ناله وار ستاره واقعا طبیعی است؟
تمرکز و مکث بیش از حد بر روی بینی شکسته برزو ارجمند لازم است؟
صدم ثانیه ها در لحظات تعیین کننده اند تا درجه فیلمی عالی شود یا خوب و یا.
دلیل اپیزودیک بودن فیلم هم خیلی روشن نیست، دلایلی در ذهن من هست اما هیچ کدام قانع کننده نیست.
اما دیالوگ آخر میترا (همسر جلال ) شاید بهترین توصیه بخود وحید جلیلوند برای فیلم های بعدی اش باشد: "این راهش نیست! "