دایناسور

صائب خوانی
نویسنده : محمد - ساعت ٦:۳٩ ‎ب.ظ روز ۱٩ اردیبهشت ۱۳٩٥
 

چند تک بیت ناب از صائب تبریزی

مستان ز قید شنبه و آدینه فارغ اند
رو در پیاله پشت به ایام کرده اند

 

همه شب با دل دیوانه خود در حرفم...
چه کنم، جز دل خود نامه بری نیست مرا!

 

          موشکافان زود در دلها تصرّف می‌کنند           

شانه در زلف پریشان جای خود وا می‌کند

 

از خال او پناه به زلفش گرفته ایم
تن در بلا ز بیم بلا داده ایم ما

 

چشم ترا به سرمه کشیدن چه حاجت است؟
کوته کن این بهانهٔ دنباله‌دار را!

 


انگشت به لب مانده ام از قاعده ی"عشق"
ما "یار" ندیده تب معشوق کشیدیم !

 

دست از جهان نشسته مکن ارزوی عشق
کین نیست دامنی که توان بی وضو گرفت