دایناسور

کشکول
نویسنده : محمد - ساعت ۸:٠٦ ‎ق.ظ روز ۸ فروردین ۱۳٩٠
 

می خوام به سبک میدون تره بار و میوه فروشی های محترم به شکل  کاملا " درهم" حاصل وبگردی های این ایام  را بهمراه چند ایمیل و sms که تو این چند روزه بدستم رسیده براتون بنویسم تا هم این روش را هم تجربه کنم و هم از بین چند کیلو میوه و تره بار چند تا بدرد بخورش را سوا کنید و حالش راببرید .

 وجدان مجازی: یکی نیست به این دایناسور بگه اینم شد مهمون نوازی؟

دایناسور( سریعا جواب میده) : حالا شما سبد میوه درنظرش نگیرید و فکر کنید ظرف آجیله ! هرکدوم که باب میلتونه بردارید!

بفرمایید از خودتون پذیرایی کنید:

لب های تو سوره سوره تفسیر خداست

چشمان تو بی ریاتر از آینه هاست

ای سبز ترین سبزترین سبزترین

                                 سیمای تو سین هشتم سفره ی ماست             ایرج زبردست 

- استاد امجد: عالِمی به بچه ای که مشرف به افتادن از بلندی بود ،گفت : نیفتی. بچه گفت : شما نیفتی که دیگران هم می افتند !

       گاهی روبه قبله و پشت به خدا نماز می خوانیم این دیگر چه نمازی است؟ 

دستی که به دست من بپیوندد نیست
  صبحی که به روی ظلمتم خندد, نیست
زنجیر, فراوان فراوان, اما
                                 چیزی که مرا به زندگی بندد, نیست             حسین منزوی
 

  از وبلاگ سیب زمینی خورها:

   گارانتی مادام البواری عمر!

   یک سال اول با وسایل برقی خوش رفتاریم.
   بعد شروع می کنیم به خرکی برخورد
کردن
.
   و این شروع دقیقا مصادفه با پایان گارانتی وسیله
.

    تو روابط هم
   یک سال اول که دل کندن راحته خوش رفتاریم
.
   بعد که می دونیم
اگه جدا بشیم جر می خوریم خر بازی در میاریم.

    تاملات یک نظافتچی منزل

    تا پاتو از گلیمت درازتر نکنی

    نمی تونی گلیمتو از آب بیرون بکشی 

یا کودکان شهر بی خبرند از جنون ما
  یا این جنون ما سزاوار سنگ نیست
 

- احمد توکلی(درمصاحبه با همشهری): یک مقام بلندپایه دولت، اعضای اتاق بازرگانی و صنایع و معادن را جمع کرد به آنها گفت که همه بسته های سیاستی ما آماده است، زندان هم آماده است!
- اسلاوی ژیژک ، مصاحبه چهار فوریه ۲۰۱۱ : سرنوشت دیکتاتور ها مثل کارتون تام و جری می مونه. یه لحظه هایی هست که گربه در حالی که داره دنبال موش می دوه از لبه دره عبور می کنه و بین آسمون و زمین قرار می گیره.. بدون اینکه زیر پاش چیزی باشه.. اما سقوط نمی کنه. درست لحظه ای که به زیر پای خالیش نگاه می کنه لحظه سقوط شروع می شه. این وصف حال حسنی مبارک هست. اون بطور قطع سقوط می کنه.. چون دره رو رد کرده.. فقط کافیه یه نگاهی به زیر پاش بندازه.
 

- استیون هاوکینگ: موجودات فضایی خارج از زمین وجود دارند و بهتر است زمین مراقب ارتباط با آنها باشد.

  از آن چک و سفته­ها بپرسید فقط

از آخر هفته­ها بپرسید فقط

از جنگ اگر سؤال سختی دارید

                                         از جبهه نرفته­ها بپرسید فقط                     عباس صادقی 

-          گلشیفته فراهانی : دوست دارم به ایران بیایم و نان و ماست بخورم. 

  سفر، بهانه‌ی خوبی برای رفتن نیست
  نخواه اشک
نریزم، دلم که آهن نیست

   نگو بزرگ شدم، گریه کار کوچک‌هاست
                                   زنی که اشک
نریزد قبول کن زن نیست            مژگان عباسلو 

    - عزت‌الله انتظامی: ˝جدایی نادر از سیمین˝ را حتما ببینید. 

در پاکی عشق من مردد شد و رفت

 او تابع «هر چه پیش آید...» شد و رفت

گفتم مگر از نعش دلم - آخ دلم –

                                از روی جنازۀ دلم رد شد و رفت              بهرام محمودی 

-          رئیس جمهوری ایران در مصاحبه با تلویزیون دولتی اسپانیا گفت: هرگز مخالفان را سرکوب نکرده‌ایم! 

- کتاب جسدهای شیشه‌ای نوشته مسعود کیمیایی:  اگر دلیلِ فشار به ماشه را ندانیم، قاتلیم؛ اما هر دلیلی موجه نیست. دلیلِ فشار به ماشه باید به‌اندازه‌ی دو[تا] کوه باورکردنی باشه. 

-  دو تا  تک بیت شاهکار از صائب:

 دود اگربالانشیند کسرشأن شعله نیست

جای چشم ابرونگیرد گرچه اوبالاتراست

------

 اظهارعجزپیش ستمگرزابلهی است

اشک کباب موجب طغیان آتش است 

-          مارتین لوتر کینگ: “در روح هر زن و مردی تمنایی ابدی هست که برای آزادی فریاد می کشد. این تمنا شاید در ابتدا خاموش باشد، اما در نهایت شعله ور می گردد.” 

      به‌اهتمام ابن محمود:  فرق جنبش با خیزش

® جنبش یک پدیده وارداتی است و خیزش یک پدیده صادراتی.

® اظهار نظر در مورد جنبش دخالت است و در مورد خیزش رهنمود.

® جنبیدن فعلی حرام است و خیزش کردن، امری واجب.

® نقل اخبار جنبش، منکر است و پخش اخبار خیزش، معروف.

® شعار امروز: برادر! بپا خیز. خواهرم! نجنبان!

-  یه بنده خدا به پسرش وصیت می کنه که : پسرم هیچ وقت زن نگیر ، به پسرت هم بگو زن نگیره!

تموم شد خیلی دوست دارم نظرتون را در مورد این پست و تهیه کنندش بدونم.

این پست در هیچ ژانری قرار نمی گیره . خودم که یاد فیلم های برادران کوئن افتادم چون اکثر فیلم های این دو برادر از قواعد ژانر پیروی نمی کنند ( خودم را تحویل گرفتم اساس!)این نوشته تلفیقی بود از سبک کوبیسم ، کشکولیسم و وبلاگ نویسی پست مدرن که برای لحظاتی خواننده را دچار میکس عواطف و احساسات و بازنگری در روابطش با این وبلاگ و نویسنده‌اش می کند.خواننده مودب وبلاگ با خود خواهد گفت : دایناسوره دیگه ! چه انتظاری ازش میشه داشت و خواننده رو راست وبلاگ هم چیزهایی میگه که معمولا در نوشتار بجاش ... و در تلویزیون بجاش بوق می گذارند.

راستی یکیش جا مونده بود:

- نا امیدی !! همان امیدی است که بوی ِ نا می گیرد ... از بس که می ماند ته ِ دل!

 پی نوشت: در صورت استقبال، این ژانر جدید ادامه می یابد.

پی نوشت 2 : " جدایی نادر از سیمین" را دیدم . عالی بود! البته چند نقد هم بهش دارم و چند نقد هم دوستان داشتند که براش جواب دارم .اما  تا یک پست اختصاصی برای این فیلم بنویسم فعلا چند توصیه برای تماشای این فیلم: الف: آماده یک مبارزه سنگین مشت زنی باشید، رقیب اصغر فرهادی است که از دقیقه یک تا 110 شما را گوشه رینگ گیر می آورد و تا می خورید می زندتان.ب: اگر ناراحتی معده دارید با معده خالی و بدون شربت "آلمینیوم ام جی" به دیدار این فیلم نروید.ج: به اولین سکانس حضور مریلا زارعی ،به دیالوگ ها و میزانسن و محل حضور شخصیت های این صحنه کاملا دقت کنید که در ادامه بدردتون
می خوره.
د: پیاده روی بعد فیلم فراموش نشود.