دایناسور

اکسیر اکبر
نویسنده : محمد - ساعت ۱۱:۱۱ ‎ب.ظ روز ۱٢ اردیبهشت ۱۳٩٠
 

شاخدار شکنی

همه گاوها ، گوساله به دنیا می آیند

منِ گوساله، گاو به دنیا آمدم

شیرم را دوشیدند

شاخم را شکستند

از دباغخانه که برگشتم عزیز شدم

حالا نشسته ام پشت ویترین گالری کفش

 سایز 37

درست اندازه پای ملیحه!

نمایشگاه کتاب داره شروع میشه و وقتشه به هم کتاب خوب معرفی کنیم. دیدم حیفه برید نمایشگاه و کتاب "ملخ های حاصلخیز" چهارمین  مجموعه اشعار طنز "اکبر اکسیر" را نخرید و نخوونید.

انتشارات مروارید هم ناشر کتاب های این شاعر پیشکسوت و خوش ذوق هم روزگار ما ست.

 یه شعر دیگه از این کتاب  بخوونید ، بعد اگه تونستید "ملخ های حاصلخیز" را نخرید!

جعبه سیاه

پرنده ها

با آنکه بی سوادند

زبان خارجی نمی دانند

اما به موقع می پرند و به موقع می نشینند

آقای خلبان!

لطفا درهای اضطراری را باز بگذارید

من از کلمه توپولف

من از خبر ساعت 14

از صدای آقای حیاتی می ترسم!

----------------

پی نوشت1: هرکاری کردم که چیزی در مورد دو اتفاق دردناک و فاجعه بار هفته قبل نگم ، نشد.  منظورم رها کردن 3 بیمار در بیابان  و بیرون انداختن بیماران جذامی آسایشگاهی تو مشهده. که بقول "سید علی میرفتاح " اگه کسی از شنیدنش بمیره حق داره! مخاطبم کسایی هستند که این کار را انجام دادند ( اعم از کسایی که دستور دادند ، کسایی که تایید کردند، کسایی که همکاری کردند و کسایی که دیدند و دم نزدند) و به اصطلاح مسئولینی که باید کاری می کردند ( دارم می گم کار نه مصاحبه و سمینار وسخنرانی و فرافکنی و پیدا کردن دیوار کوتاهه) و کاری نکردند. آقایون و خانم های مسئول وعامل این قضیه !این ماه که خواستید حقوقتون را بگیرید و بخورید خوب این پول را بو کنید! یه بار دیگه! آهان! بوی چی میده؟ بوی خون؟ بوی تعفن؟ بخورید که خوردن داره ! انگار کنید که دارید "تی تاپ" می خورید! مطمئن باش بالاخره یه روز میمیری و حتما قبل از فشار قبر من (دایناسور) میام سراغت . الان نمی گم چه کارت دارم. یه کم تعلیق برات خوبه!

راستی وزیر بهداشت هم لازم نیست استعفا بده و یا خدای نکرده معذرت خواهی کنه. می تونه به رسم جوون مردای قدیم کلاه شو ( ببخشید چادرشو) بالاتر بذاره و به همراه رییس بهزیستی بیاند جلوی دوربین و لبخند بزنند ...

"خبر یک " کل هفته قبل که یادتون میاد چی بود ؟!!

پی نوشت2: این لینک شاید تلخی مطلب را بالا کم کنه.