دایناسور

خیلی بده
نویسنده : محمد - ساعت ٧:٠٢ ‎ب.ظ روز ٢٢ خرداد ۱۳٩۱
 

همه برامون این اتفاق افتاده که موبایلمون زنگ بخوره و با دیدن اسم کسی که زنگ زده با خودمون بگیم: " وای! یعنی چه کار داره؟"

بعضی ها فقط وقتی سراغ آدم را می گیرند و به آدم زنگ میزنند که کار دارند و این خیلی بده!

یه سال از آدم خبر نمی گیرند بعد یهو زنگ میزنند و سلام احوال پرسی و "زنگ زدم حالت را بپرسم" و بعد میرند سر اصل مطلب.

بعضی ها هم که نه یه راست میرند سر اصل مطلب!

حالا این افراد می تونند نزدیکان آدم باشند یا یه همکار قدیمی یا یه همسایه سابق.

طرف زنگ زده میگه: " نشناختی؟ واقعا؟ یه کم فکر کن؟ "

بعد معلوم میشه دوست یکی از دوستاته که چند سال پیش یه بار دیدیش و حالا شمارت را با زور از دوستت گرفته و میگه :" می تونی ضامن من بشی؟" ، " می تونی از طریق ... برام یه وام بگیری؟"، " داری یکی دو میلیون بهم قرض بدی؟"

خدا کنه وقتی من به کسی زنگ میزنم چنین حسی به طرف مقابلم دست نده!

=================================================

سه سال پیش در چنین روزی یکی از تلخ ترین و بدترین حوادث تاریخ معاصر ایران اتفاق افتاد. سال ها بعد که بیست و دو خرداد هشتاد و هشت را به یاد می آوریم بیشتر تاسف می خوریم که چه می توانست بشود و چه شد!! شروع یک ویرانی عظیم و عقبگرد برای این کشور  که می توانست با یک تصمیم خردمندانه متوقف شود و صد افسوس که نشد و شد آنچه نباید می شد و اکنون شاهد عواقبش هستیم و  متاسفانه این قصه ادامه خواهد داشت.( خواه  این اتفاق براساس تصمیم و انتخاب مردم بوده باشد!؟ و خواه ...)

شاید دستی از غیب بر آید و کاری بکند

=================================================

مصاحبه  روزنامه شرق با خشایار دیهیمی را بخوانید و حظ ببرید از این همه کلام ناب و از یک ذهن سالم و پویا