دایناسور در جشنواره 3: من دیه گو مارادونا هستم

فیلم من دیه گو مارادونا هستم را دیدم
یک کمدی پست مدرن از بهرام توکلی، او در پنجمین فیلم‌اش یک اثر متفاوت خلق کرده، تجربه‌ای کمتر دیده شده در سینمای ایران .
فیلمی پر بازیگر با قصه‌ای جذاب و پیرنگ‌های داستانی متعدد که در نود دقیقه تماشاگر را کاملا سرگرم می‌کند.
میزانسن‌های پیچیده و سکانس پلان‌های طولانی با تعدد بازیگر و دیالوگ‌های زیاد  از ویژگی های مهم این فیلم هستند.
پروژه سختی که خوشبختانه همه عوامل فیلم از هومن بهمنش فیلمبردار فیلم (که باید نامزد سیمرغ  بشود) تا صدابردار و بویژه تیم بازیگری توانسته اند این کار را به سرانجام برسانند و مارادونا ... را به اثری خوش ریتم و جذاب تبدیل کنند.
سعید آقاخانی  یک بازی خوب دیگر در این جشنواره دارد و شاید بتوان او را ستاره این دوره دانست، گلاب آدینه که نقش دو خواهر را به زیبایی و ظرافت و شیرینی بازی کرده و سایر بازیگران که همه خوب بودند ( کاش جشنواره فجر به گروه بازیگران سیمرغ می داد)
نوع روایت با وجود راوی و تقطیع قصه به مانند فصل های یک کتاب، خلاقانه و در خدمت  محتوا فیلم  بود.

فیلمنامه قرص و محکم و دیالوگ های پینگ پنگی و حساب شده توکلی  خیلی دلچسب و با ارزش و کمیاب است.

طراحی صحنه و لباس و موسیقی مارادونا... بسیار حساب شده و در خدمت فضاسازی و ایجاد اتمسفر مناسب برای فیلم بودند.
اما ترس من ترکیب هیات داوران سنتی این دوره است که احتمال می دهم این فیلم نوگرایانه و نادر در سینمای ایران را نادیده گرفته و زحمات عوامل آن به چشم نیاید.
در هر حال فیلم شنگول و جذاب مارادونا... گیشه خوبی هم خواهد داشت.
چهار ستاره از پنج ستاره تقدیم به مارادونای توکلی 

/ 0 نظر / 13 بازدید