روز ها بی گاه شد

این چند وقت چنان دنیا و روزمرگی هاش مشغولم کرده بود که فرصت نوشتن و تولید مطلب جدید را نداشتم (این وضعیت را مسلمان نشنود کافر مبیناد) شرایط خفه کننده و روح خراش محیط کار، اتفاقات ریز و درشت دنیای اطراف ، امتحانات و خرخوانی‌های شب امتحان مختص به یک جهان سومی مقیم ایران و خستگی مفرط روحی و جسمی از کار و آلودگی هوا را وقتی با هم در دیگی به نام "دایناسور" بریزید و زیرش ( یا روی اش) را با افزایش دمای هوای ناشی از نزدیک شدن به تابستان گرم کنید، نتیجه می شود وبلاگ حاضر که هر دوهفته یک بار با یک بیت شعر و یا مطلب کوتاه بروز می شد تا صرفا نشانه ای باشد بر عدم‌ انقراضم. تا مبادا عزیزانی ناراحت و دیگرانی شاد شوند که: " این یکی هم منقرض شد".و خود من هم به این مصرع ایمان بیشتری نیاورم که " آری از قسمت نمی باید گریخت" و قسمت ازلی و ابدی دایناسورهای مقیم این کره خاکی انقراض است.

هرچند در این مدت و برخی اوقات چهار چرخ بنده رو به آسمان شد و بوی نفت از من به مشام ساکنین کشورهای دوست دار نفت رسید، اما "کل یوم" این روزها بیکار بیکارهم نبودم :

1-  فیلم می دیدم هرچند کم اما هم در سینما و هم در خانه از این تفریح اول خود دور نشدم و دل نکندم:

"نارنجی پوش" ، "آزمایشگاه" و "خوابم می آد" را در سینما دیدم. که بدون رتبه بندی دیدن هر 3 را پیشنهاد می کنم.

-  کاغذ بی خط (برای چندمین بار)، اعتراض ( برای چندمین بار)، ناصرالدین شاه آکتور سینما ( برای دومین بار) سرگیجه ( هیچکاک همیشه استاد)، دیکتاتور (20012)، man on the ledge، مردم معمولی، باید درباره کوین حرف بزنیم، Drive و Artist  را هم در خانه دیدم.

2-کتاب متفرقه (غیر درسی) کمتر خواندم اما "قیدار" رضا امیر خانی را تازه تمام کردم و " خدا حفظ تان کند دکتر که وارکیان" از کورت ونه گات را خواندم.

3- از نشریات هم بگویم که این چند ماهه " نگاه پنجشنبه" میرفتاح عزیز یکی از دلایل روز شماری من برای رسیدن پنجشنبه هاست." آسمان" را هم می خوانم و مجله "فیلم" محبوب که هنوز هم خواندنی است ( هرچند نوسان زیاد دارد).  نگاهی هم به "اعتماد" و "شرق"  می اندازم تا شاید در این سیاست زدگی و خود سانسوری فراگیر چیزکی پیدا شود.

4- توئیتر و فیس بوگ و گوگل پلاس هم راههایی هستند برای در رفتن خستگی‌های روزانه و حرکت نرم و خزنده بسمت خواب.

وبلاگ های دوستان را هم همیشه خوانده‌ام و لذت برده‌ام از این همه پشتکار و اراده برخی از دوستان و حضور همیشگی شان در فضای مجازی لذت برده‌ام و گاهی غبطه خورده‌ام.

و سر آخر این که تنبلی و رخوت پشت در کمین کرده‌اند تا سریعا وارد خانه تن شوند و ببرندت به هرجا که دلشان خواست! و آن جا هم که این ها می برند معمولا جای خوبی نیست و عمرا ساحل نجات باشد.   

/ 3 نظر / 12 بازدید
محمد رضا ابراهیمی

سلام خداحفظتون کنه توی سرشلوغی امتاحانات که اینقد مشغول باش بیکار باشین چه می کنین به قول عادل موفق باشی رفیق

فرزانه

سلام جناب دايناسور در معرض انقراض اگر اين که مي گوييد دوران رخوت و تنبلي و نزديک انقراض و اينا باشد پس دوران فعاليت چه شکلي است ؟ اين همه فيلم ديديد .کتاب و مجله ...اون هم در شرايطي که مي دانم و مي داني ...مثلاً اون سه تا فيلم را من هنوز نديده ام قيدار را نخوانده ام و نخواهم خواند البته نگاه پنج شنبه را هم هنوز نديده ام با اين حساب من منقرض شده ام و خودم خبر ندارم [شرمنده]

آنا

این دوره رخوتت بوده ؟ [تعجب]