حسب حال

 سرم بر سینه ی یار است، از عالم چه میخواهم؟
به چنگم زلف دلدار است، از عالم چه می خواهم؟

تو را میخواستم، افتاده
ای چون گل ببالینم
فراغم از گل و خار است، از عالم چه می خواهم؟

تو بودی آنکه
من میخواستم روزی مرا خواهد
دگر کی با کسم کار است، از عالم چه می خواهم؟

مرا
پیمانه عمری بود خالی از می عشرت
کنون این جام سرشار است، از عالم چه می
خواهم؟
بیا بر چشم بیخوابم نشین، گل گوی و گل بشنو

تو یارم شو، خدا یار است،
از عالم چه می خواهم؟
اگر نالیده بودم حالیا از بخت می بالم

وز آنم شکر بسیار
است، از عالم چه می خواهم؟
دلم رنجور حرمان بود و جانم خسته ی هجران

طبیب
اکنون پرستار است، از عالم چه می خواهم؟
نمیکردم گمان روزی شود بیدار بخت
من
کنون این خفته بیدار است، از عالم چه می خواهم؟

مرا طبعی است چون دریا و
دریائی است گوهر زا
چه باک از سهل و دشوار است، از عالم چه می خواهم؟

نگارم
می نویسد، مستم و تب کرده شوقم
سرم بر سینه ی یار است، از عالم چه می
خواهم؟


این غزل سرخوشانه و عاشقانه را همان کسی گفته که با این بیت غمگنانه و حزن انگیز شناخته شده است!

 

   برما گذشت نیک و بد اما تو روزگار      فکری به حال خویش کن ، این روزگار نیست

 

"عمادخراسانی" در چه حالی بوده، در کجا و کنار که بوده که این غزل زیبا را سروده ؟  از دنیا و روزگار چه دیده که این بیت را گفته؟

شیرینی و تلخی این دو شعر به مثابه جمع اضداد است و نمادی ازاین دنیاست که از متناقص نماها بوجود آمده و با جمع پارادوکس نماها ادامه می یابد. غم وشادی ، عشق و نفرت ، یاس و امید  ، خیر شر و بقول "عماد" نیک وبد .

من که با تک بیت این شاعر معاصر (1300الی 1382) بیشتر موافقم واز همین تریبون به روزگار اعلام می کنم بهتره یه فکری به حال خودش بکنه.

------------------

 -    پی نوشت 1: چند بیت این غزل را "حامد نیک پی" در آلبوم آخرش خوانده. شنیدنش خالی از لطف نیست.

-     پی نوشت2 : از روزگار حرف به میون اومد گفتم بگم روزنامه "روزگار" با سردبیری "سید علی میرفتاح" ( خالق کرگدن نامه و قلندارن پیژامه پوش و...) بهترین روزنامه این روزهاست.

-   لینک پیشنهادی:http://khanehdoustkojast.persianblog.ir/post/33   

 

-پسا نوشت:٢ اردیبهشت سالروز تولد بزرگ شاعر هم روزگار ما قیصر امین پور است. رضا  شعری زیبا  از این مرد بزرگ را یا دآوری کرد که کاملا با حال و هوای این پست می خونه.

این روزها که می گذرد
شادم
این روزها که می گذرد
شادم
که می گذرد
این روزها
شادم
که می گذرد...

روحش شاد!

/ 10 نظر / 30 بازدید
نیکادل

سلام بر دوست هم بند تنظیمات شعر حسابی به هم ریخته و به هیچ طریق نتونستم بخونمش! لینک هم به طرز عجیبی دوباره صفحه وبلاگ خودت رو باز میکنه! تا روزگار میره فکری به حال خودش بکنه شما هم فکری به حال مشکلات صدرالذکر ما بکن بی زحمت[خجالت]

نیکادل

سلام مجدد و سپاس بابت اصلاحات بی جنبش[چشمک]

سعید ترشیزی

سلام نه بابا این روش ها دیگه واسه رنگ آمیزی قدیمی شده . می دونستی اگه آبنبات نعناعی بخوری بعد آب دهانتو تف کنی رو دیوار بدون صرف کمترین هزینه یک ترکیب رنگ بسیار زیبا از سفید و کرمی و سبز روی دیوارت خواهی داشت ؟!!!! [نیشخند][سبز]

پری چهره کاتب

سلام ممنون بخاطر لینک پیشنهادی پر بارتون مثل همیشه عاااالی

منیره

سلام هم شعر قشنگ بود هم مطلب خودت دستت طلا موفق باشی

آماندا

سلام. یعنی نوشتن نظر تو این پست مرد میخواد.. چند بار نوشتم ثبت نشد.. دیگه هم یادم نیست چی نوشتم و چی میخواستم بگم.

سعید ترشیزی

آقا سر رو سینه یار مشکل اخلاقی داره . سریعا تصحیح گردد تا فیلتر نگشته ای !!! [نیشخند]

سفینه ی غزل

سلام فعلا" فقط شادم که این روزها می گذرد. یاد قیصر گرامی.... کلا" مردان متولد اردیبهشت خدای احساسند...ببین چی به سرمون آوردی با این طالع بینی که راه انداختی ها...[ابرو]

نادی

با این وصف الحال دیگر از دنیا چه بخواهد؟

فاطمه

یک دست جام باده و یک دست زلف یار رقصی چنین میانه میدانم آرزو ست