شمارش

شاهد مرگ غم انگیز بهارم چه کنم

ابر دلتنگم اگر زار نبارم چه کنم

نیست از هیچ طرف راه برون شد زشبم

زلف افشان تو گردیده حصارم چه کنم

از ازل ایل وتبارم همه عاشق بودند

سخت دلبسته ی این ایل وتبارم چه کنم

من کزین فاصله غارت شده ی چشم تو ام

چون به دیدار تو افتد سرو کارم چه کنم

یک به یک با مژه هایت دل من مشغول است

میله های قفسم را نشمارم چه کنم؟!

                                                              سیدحسن حسینی

---------------

پی نوشت1: از همه دوستان بابت تبریک تولدم، ممنونم.

پی نوشت 2: این روزا سرم شلوغه و نوشته تولیدی ندارم و دارم از جیب می خورم.

سید حسن حسینی را خیلی دوست دارم و این غزل و بیت سوم و پنجمش را هم. روحش شاد!

/ 9 نظر / 14 بازدید
فاطمه

منم بیت پنجمش رو هستم ...

سفينه ي غزل

از جيب خوردن ... واقعا حق مطلبو ادا مي کنه. باهات همدردم برادر./ منم دوست دارم سيد حسن حسيني رو . روحش شاد.

فرزانه

سلام آن چه در جيب ماست به نوعي مال خودماست چون آن را خوانده ايم لذت برده ايم نگه داشته ايم دوستش داريم مراقبش هستيم ... باز هم بگم ؟ [نیشخند]

منیره

سر مشغولیت به موفقیت نائل آید ایشالا . غزلش زیبا انتخابت هم بیست ... میله هم که خب بی بروگرد ما را یاد کتاب میندازه بدون اینکه ببینیم پرچم داره یا نداره ... دستت پر از شکوفه های تلاش و دلت پر از میوه های امید [گل]

رها از چارچوب ها

خیلی زیبا بود دایناسور به قول دوستی که همیشه میگه سپاس بی قیاس سپاس بی قیاس

آماندا

سلام.. وای که نمیدونستم.. با تاخیر تولدتون مبارک.. حالا دیگه چند روزه این..

NAVA

شعرش فوق العاده بود... مخصوصآ همون بیتایی که گفتین... اینم من خیلی دوس دارم: "خبرت خرابتر کرد جراحت جدایی/چو خیال آب روشن که به تشنگان نمایی"

آخی آخه فارسی بلدنبودم

آهان سایت مال یه کره ایه که انگلیسی یادنداره