مرامنامه

 

حدودا چهار سال پیشبود که تصمیم گرفتم با عده ای از دوستان و همکاران  انجمن دایناسورها را بیندازم. هفت هشت نفر را در کافه نادری جمع کردم و این جمع در ماه بعد به  پنج نفر تقلیل یافت و چند ماهی به طور مرتب ادامه داشت تا به بیماری ایرانی " عدم استمرار" یا " منقطع الجریان" گرفتار شد. این گروه همچنان هم گاه گداری در کافه نادری ، استخر  و یا مکان مناسب دیگر جمع می شود و از هر دری صحبت می کند و اعضا تجدید میثاقی! می کنند. اما دیگر تعداد اعضای انجمن دارد کمتر  از تعداد ابروهای یک صورت می شود و هرنوبت دایناسوری منقرض می شود  و به جمع آدم های اجتماع می پیوندد. 

الغرض در آن ایام مرامنامه ای تهیه کردم به نام "مرامنامه دایناسورها" تا هم خودمان همدیگر رابشناسیم و هم هم ! اگر عضو جدیدی آمد بداند ما چه هستیم و چه می گوییم.

جای این مرامنامه در این وبلاگ که به نام مطنطن و محترم " دایناسور" آراسته شده خالی بود.این مرامنامه را با کمترین اصلاح و ویرایش برای اطلاع خوانندگان عزیز در اینجا می آورم.

دوستانی که با بیش از هفتاد درصد این مرامنامه همزاد و همذات پنداری می کنند ،اعلام کنند تا "انجمن مجازی دایناسورهای مقیم قرن بیست و یکم " را تشکیل دهیم.

(در ضمن گوشه هایی از مرام و مسلک دایناسورها را در سمت چپ شمالی وبلاگ { درباره من } آورده ام  و با آوردن مصداق به شفاف سازی مواضع دایناسورها پرداخته ام ) 

****

مرامنامه دایناسورها 

دایناسورها بیش از کباب به کتاب عشق می ورزند

دایناسورها بیش از گوشت به دوست علاقه مندند

دایناسورها از "جمله" بیش از"لقمه" و از "داغ" بیش از "باغ " بهره می برند.

دایناسورها "شکم" بزرگ  ندارند اما "دل" بزرگ چرا!

دایناسورها برخلاف جثه بزرگ و مهیبشان اکثرا گیاه خوارند!!

دایناسورها برخلاف دو پایان دیگر که با دیدن پیتزا فروشی دلشان غنج می رود، با دیدن گل فروشی "غنج دل" می شوند.

دایناسورها بدلیل دستها و انگشتان زمختشان پول شماری را مانند کاسب ها بلد نیستند.

از قدیم گفته اند: "فلفل نبین چه ریزه..."  دایناسورها اصلا ریز نیستند و هرچه هستند همانند که می نمایند .

دایناسورها هنوز که هنوز است فرق میلیون و میلیارد را نمی دانند و هیچ دایناسوری نیست که بداند واحد بعد از میلیارد چیست!

به قول " ماکسی" در کارتون معاون کلانتر: دایناسورها  پشت اون چهره خشن ( ستاره حلبی) قلبی از گنجشک (طلا) دارند.

دایناسورها با توجه به هیکل بزرگشان و برای اینکه بتوانند همه دوستانشان را در خانه جمع کنند ،دوستان زیادی ندارند.

دایناسورها چون تجربه یک بار انقراض را دارند تمام تلاش خود را خواهند کرد که دیگر منقرض نشوند.چون از قدیم گفته اند " دایناسور عاقل از یک سوراخ دوبار گزیده نمی شود". البته آن ها می دانند که با تقدیر نمی توان در افتاد.

دایناسورها چون می دانند دیگران از آن ها می ترسند از راهی می روند که دیگران کمتر از آن عبور می کنند و ناخود آگاه از تورات (کلام خدا) پیروی می کنند که: " از راهی برویدکه رهروان آن کمند"

دایناسورها بعلت قد بلندشان این توانایی را دارند که همه چیز را از بالا می نگرند!

دایناسورها هم نژادان دیگری هم دارند که آن ها  بعضی اوقات خلف و بعضی وقت ها ناخلفند . مثل سوسمار و تمساح و آفتاب پرست و مارمولک...

دایناسورها هیچ وقت مثل تمساح اشک نمی ریزند . اشک دایناسور تنها اشک شوق است و اشک در غم دیگران.

دایناسورها به علت اندام خاصشان همیشه مراقبند که کسی را اذیت نکنند و به کسی آسیب نزنند.

پدربزرگ یک دایناسور در بچگی همیشه این شعر را برایش می خوانده که: مِی بخور، منبر بسوزان ، مردم آزاری نکن. دایناسورِ قصه ما سعی می کنند 
که هیچکدام از این سه کار را انجام ندهد.

دایناسورها برای جبران چهره زشت و خشن خود سعی می کنند که بیشتر بخندند و بخندانند.

و...

/ 18 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سعید ترشیزی

سلام دادا همش یک طرف ، همین مرام آخر دایناسورها ما رو مرام کش کرد ! قربون مرامشون ![لبخند] [گل][گل][گل]

نادی

با این اوصاف مطمئن باشید که رو به انقراض اگر نباشند جز تعداد انگشت شماری از انها باقی نمانده است.

چقدر سخته دایناسور شدن ودایناسور موندن منم کباب می خوام

فاطمه

این دایناسوری که من می شناسم فقط بلد بقیه رو بخندونه تا اینکه خودش بخنده [افسوس] راستی حرفی از مرام دایناسورها با خانوادشون نزدی؟(همش از دوستان گفتی![متفکر] )

میله بدون پرچم

سلام پس توي خونه نمي خندي هان [تعجب] اتفاقاً پوست دايناسور توي بازار خوب فروش مي ره [نیشخند][چشمک] حيف كه من بي پرچمي رو ترجيح مي دم وگرنه پرچم دايناسوري هم خيلي به مذاقم نزديكه... اما پوست ميله دوزار هم نمي ارزه[لبخند] كلاً با نود درصد موافقم

دایناسورها فقط خودشونو قبول دارن ، همه چیزتونم که خوب باشه انقد از خودتون تعریف کردید که اصلا خوشم نیومد:(

آماندا

سلام.. ممنون.. حالا کی و چطور ثبت نام میکنید؟.. اگه لازمه زنبیل بذارم..

نیکادل

سلام سعادت کوچکی نیست که تکلیف آدم با خودش روشن باشه. به عبارتی سعادت بی بدیلیه که تکلیف دایناسور با خودش و بقیه روشن باشه. آه دایناسور جان امان از این روزگار. این مرامنامه در عمل کلی انتزاعی میشه . چه دور و زمونه ای شده...

سفینه ی غزل

سلام مجدد. اسامی قبول شدگان کی منتشر میشه؟ ما که خواب وخوراک نداریم از اضطراب.[اضطراب]

منیره

چند تا سلام بدهکارم ... سلام . شرایط الحاقی خانمانه : گل رو از طلا بیشتر دوست داره... پارتیشن پر از کریستال حالشو بد کنه ...امتیازات دوستان و همکاران و خواهر شوهر و جاری و بچه هاشون رو با صدای واضح بشمره و بهشون بباله ... منزل اینا دست پختش رو به رستوران ترجیح بدن ... فراموش شدن روز تولدش غمگینش نکنه ... تارهای سفید موهاشو و چین های زیر چشماشو دوست داشته باشه چون هرکدوم رو بهره ی یک عمر میدونه و 40 ساله بودن رو به همیشه 14 ساله بودن ترجیح بده ... آها منشی و خانم مهندسای شرکت همسرش رو دوست داشته باشه اونا هم اینو دوست داشته باشن... خیلی سخیف بودن ؟ خب شرایط فاخر رو همشو شما گفته بودی آخه.[لبخند]