غمی غم تر

دشنه های تشنه*

فراهم کرده‌ای هرشب برای ما غمی غم تر

قبول ای مهربان! این تحفه ها اما کمی کم تر

دمادم می فرستی دردهای نو به نو اما

دمادم می شود از جمع یاران، همدمی کمتر

می آید دشنه های تشنه از هر سو به قصد زخم

نصیبم بیشتر داغ و جوابت مرهمی کمتر

به راهی راهی‌ام کردی که سرگردان و حیرانم

بیا از نو بکش یک راه با پیچ و خمی کمتر

خدایا! خط بزن اسم مرا از دفتر دنیا

گمان کن بوده در این کهنه دفتر، آدمی کمتر

فاطمه سالاروند

دراین ایام غم زلزله آذربایجان و کشتگان این حادثه بر دل مردم ایران سنگینی می کند و کم توجهی مسئولین و رسانه های حکومتی به این اتفاق مهم سنگینی این غم را بیشتر کرده است. این سکوت و کم محلی به این واقعه به هیچ وجه قابل هضم نیست و هیچ توجیهی نیز پذیرفتنی نیست.

اما در کنار این رفتار غیر مسئولانه، مردم و نهادهای غیر دولتی به همراه کاربران شبکه های اجتماعی و رسانه های بخش خصوصی قدرت خود را نشان دادند و به داد هموطنان آسیب دیده از زلزله رسیدند. هرچند فاجعه آن قدر بزرگ هست که باید کمک ها ادامه پیدا کند.

==================

*: منبع شعر: شماره بیستم هفته نامه نگاه پنجشنبه

پی نوشت مرتبط: حجکم مقبول حاج محمود!

پی نوشت : عیدسعید فطر هم بر مومنان واقعی مبارک باد!  

/ 4 نظر / 6 بازدید
فرزانه

سلام دوست عزیز از همراهی و مهربانی ات ممنونم

محمد رضا ابراهیمی

سلام چه شعر دلنشینی بود و با حال و هوای این روزها متناسب. ممنون از انتخاب قشنگت